مشتی از خاک مجاز
دکترای علوم ارتباطات و مدرس روابط عمومی و روزنامه‌نگاری 
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

    "اینکه بخوام این مطلب رو تو وبلاگم بذارم کمی دردآور هستش ولی چیکار میشه کرد که باید نوشت و .....

قبل از همه واسه همین مصاحبه از پدر و مادر خواستم اجازه بگیرم تا برم یکی از شهرستانهای دور تو استان. ولی این اجازه رو نگرفتم چون می دونستم که والدینم و بچه ها و دوستان اجازه معاشرت رو نمی دن .

از طريق يكي از دوستانم با ترانه آشنا شدم. ترانه دختري است 23 ساله( ترم اخر کارشناسی جامعه شناسی و پذیرفته ارشد همین رشته) كه اكنون چند ماهي است كه متوجه شده به بيماري ايدز مبتلا است. تا قبل از آشنايي با ترانه هميشه با خودم فكر مي‌كردم كه زندگي كساني كه بيماري‌هايي نظير ايدز دارند چگونه است. وقتي بداني مدت زيادي زنده نخواهي ماند زندگي برايت چه معنايي پيدا مي‌كند؟ آشنايي با ترانه به بخشي از سؤالات من پاسخ داد و در عين حال زنگ خطري را در ذهنم به صدا در آورد، زنگي كه پيامش خبر از اتفاقي تلخ مي‌داد كه در كمين همه ما قرار دارد. اتفاقي كه دست كم گرفتن آن به معناي پايان همه روياها است. "


ادامه مطلب
[ سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۷ ] [ 11 ] [ شفیع بهرامیان ]

      فهرست نويسي در اخبار و داستان‌هاي خبري که بر چندين نکته مهم بايد تاکيد شود به کار مي‌آيد.اين تکنيک بويژه در اخبار تحقيقي- آماري، داستانهاي مربوط به رويدادهاي دولت از جمله نشست‌ها و ملاقات‌ها، و حتي گزارش هاي خبري – توصيفي درباره مردم و برنامه هاي جامعه شناسي ( اگر حاوي چندين نکته کليدي هستند) به کار مي‌ايد. اگر مي‌خواهيد در پيکره داستان و يا پايان آن از فهرست استفاده کنيد مي توانيد با يک ليد حاوي چکيده ماجرا يا يک ليد نرم و در پي آن نات گراف شروع کنيد. به دنبال آن، از نقل قول يا ذکر حقايق صرف يا هر دو براي تکميل ليد استفاده کنيد و سپس نکات کليدي را تا انتهاي داستان آيتم بندي کنيد. گزارش‌هاي مربوط به تحقيقات پليسي اغلب فهرست را در بخش آغازين داستان مي‌گنجانند تا روند تحقيقات و يافته ها را طبقه‌بندي کنند.
فهرست‌هاي گنجانده شده در آغاز و ميانه‌هاي داستان را به 5 آيتم يا حتي کمتر محدود کنيد. فهرست‌هاي انتهايي مي‌توانند بلندتر باشند. در ساختار فهرست نويسي، جملات موازي شده اغلب، نه لزوما،‌موثر هستند. هرآيتم بايد در يک پاراگراف مجزا ارائه شود . فهرست نويسي همچنين در داستان‌هاي مربوط به ملاقات‌ها به کار مي‌ايد تا اعمال غير مرتبط با ليد را آيتم بندي کند. مي توانيد براي عبور از يک آيتم به آيتم ديگر، از عبارتي مانند در رويدادي ديگر يا عبارات عبوري از اين دست استفاده کنيد در مثال زير از دو سري فهرست استفاده شده است:
يک قاضي در اسپرينگ فيلد روز پنجشنه دستور داد پرونده پيچيده و جنايي دانشگاه ساوت وست ميزوري براي عموم مردم افشا شود.
تريسي باور، سردبير 22 ساله روزنامه دانشگاه ايالتي ساوت وست ميزوري گفت: آقاياني که قانون اساسي را نوشته‌اند بايد به خود ببالند.
باور، مسوولان دانشکده را به پنهان کاري در ارائه گزارش جنايت به منظور حفظ وجهه مدرسه متهم کرد. راسل کلارک،‌قاضي فدرال حکم داد:
× افشا کردن تحقيقات جنايي و گزارش سانحه، خلاف قانون اساسي است
× سوابق پرونده جنايي دانشکده، از قوانين تحقيقات باز ( قابل اطلاع رساني به مردم) منطقه ميزوري مستثني نيست و همچنين مشمول تحقيقات بسته (‌بدون قابليت اطلاع رساني ) مربوط به نظام آموزش و پرورش نخواهد بود.
کارشناسان قوانين رسانه ها معتقدند اين حکم که سابقه دانشگاه را مخدوش خواهد کرد، همچنين به تشکيل پرونده ديگري عليه مسوولان دانشگاه منجر شود. در نتيجه شهود مشخص شد:
× طنابي که گفته مي شود به ورزشکار قرباني متصل بوده باز نشده و در اين خصوص اتهامي وراد نيست.
× چندين گزارش جنايي ديگر به پليس اسپرنيگ فيلد ارائه نشده است.
× مواد مخدر يافته شده جمع آوري و بدون اطلاع،‌ امحا شده اند.
×‌ پل کين کيد، سخنگوي دانشگاه گفت: هيات رئيسه اين دانشگاه روز جمعه به منظور بررسي مساله گرد هم مي‌ايند.

listtechnique.jpg

[ پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۷ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]
جناب آقای دکتر صلواتی
رئیس معزز دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد

سلام علیکم
حکایت من داستان تلاشی است شکست خورده در راه اعتلای رشته ای دانشگاهی و کوششی برای آشنایی فرزندان این مرز و بوم با علم ارتباطات در عصری که به "دوران ارتباطات و انفجار اطلاعات" مزین شده است.
در سال 1384 و به دوران ریاست جناب دکتر ایران زاده  فکر گرفتن مجوز رشته ارتباطات در بزرگترین واحد استان را با وی در میان نهادم ، با آغوشی باز پذیرا شد و بنده را مامور نمود که در راه استفاده از مدرک دکتری یکی از فارغ التحصیلان این رشته راهی پایتخت شوم و اگر شده برای چند صباحی ( تا گرفتن مجوز تاسیس رشته مذکور) برای اجاره مدرک دکتری حتی هدیه ( شما بخوانید پول) اهدا کنم اما چه فایده که در بحبوحه راه ،بساط ریاست دکتر سلیمان ایرانزاده درهم پیچید و زمامداری دکتر جمیل قادری برای من آغازی نو و شروعی مجدد بود برای گرفتن مجوز تاسیس رشته ارتباطات اجتماعی در واحد مهاباد. بارها پیش خود اندیشه کردم که چگونه است واحدهایی چون شوشتر،تربت جام،فراهان،تبریز و... بدون داشتن حتی یک دکترا و دانشجوی دکتری در این رشته توانسته اند نه تنها مجوز آنرا بگیرند بلکه هرسال هرواحد حدود 100 دانشجو در دو گرایش روابط عمومی و روزنامه نگاری پذیرش می کنند در حالیکه ظرفیت پذیرش بسیاری از رشته ها خالی بوده و حتی به حد نصاب هم نمی رسد!!!
نمی دانم میانگین علمی و آگاهی مردم این خطه با خطه تربت جام و شوشتر  و دشت کویر و لوط چه تفاوتی دارد که درانجا رشته ارتباطات هرسال فارغ التحصیلان زیادی روانه بازار کار می کند اما اینجا در هراس نبود اقبال برایش هستیم!!
استاد عزیز!
با هزاران خواهش و تمنا دکتر قادری را مجاب به پذیرش این امر نمودم که مقدمات تاسیس رشته را برایم فراهم کند و در مقابل با جلب نظر دو نفر دانشجوی دکترای ارتباطات از دانشگاههای علامه و تهران و یک نفر دانشجوی دکترای جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه علامه و 2 نفر فوق لیسانس ارتباطات( هر 5 نفر بومی منطقه- شورش آگ -  ساعی- حسین محمد زاده،مصطفی احمدزاده ،شفیع بهرامیان) ، سعی کردم شرایط لازم را برای هیئت علمی رشته مورد نظر و اخذ امتیاز ان فراهم اورم. تلاشها داشت به ثمر می نشست ( عطف به آخرین صورتجلسه جذب هیئت علمی زمان دکتر قادری) که هوای صندلی مجلس و پاره ای مسایل دیگر دکتر قادری را از منصب ریاست دانشگاه رفتنی کرد!! دوباره روز از نو روزی از نو!
در اولین روزهای ریاست حضرتعالی جهت تبریک و پیگیری بحث خدمت رسیدم ،با روی گشاده و باز پذیرا شدید و قول دادید که دراین راه پشتیبانم باشید!( عطف به رئیس دفترتان)
مدارک 3 دانشجوی دکتری را اماده کرده ( نمره ازمون جامع یکی از 2 نفر در مهرماه اعلام می شود) و به سمع و نظرتان رساندم ،قول مساعد دادید و فرمودید این رشته از مباحث روز بوده و برای منطقه و استان لازم است!
با این وجود نمی دانم چه دستهایی درکار است که یک بار پرونده هر 5 نفر گم می شود و چندین بار در جلسه جذب هیئت علمی و گسترش رشته ها فراموش می شود که در این رابطه حرفی زده شود یا تصمیمی گرفته شود؟؟؟
والنهایه بدستور حضرتعالی پرونده به معاون محترم آموزشی ارجاع داده می شود و ایشان قول می دهد که در جلسه ای فوق العاده در رابطه با این رشته و متقاضیان آن تصمیم گرفته شود...
با این اوصاف چند سوال به ذهن متبادر می شود :
اول : چگونه است که بعد از یک سال و اندی پرونده هنوز مراحل رد یا قبول اولیه را طی نکرده است؟مگر برای تشکیل یک جلسه فوق العاده یک سال کافی نیست؟درجلسه کمیته جذب دانشگاه به تاریخ خرداد 86 و همچنین در جلسه ای دیگری به تاریخ احتمالا مرداد 86 با جذب شفیع بهرامیان- آقای ساعی و مصطفی احمد زاده موافقت شد پس چگونه است که دوباره برایمان جلسه جذب اضطراری تشکیل می شود؟
دوم:چگونه است که قبل از موافقت اصولی از متقاضیان خواسته می شود که تعهد نامه محضری تحویل نمایند و برای این منظور از جانب من یکی از متقاضیان از تهران به همین منظور به مهاباد فراخوانده می شود ولی در آنجا با کمال تعجب می گویند نیازی به پرکردن و تحویل این تعهدنامه نیست!!
سوم:آیا رشته ارتباطات در قیاس با رشته ای چون باستان شناسی و غیره قابلیت جذب دانشجوی بیشتری را برای واحد و به تبع آن درآمد زایی افزون تر از قبل شهریه را دارا نیست؟ اگر هست چرا چنین در هزارتوی بروکراسی اداری گم می شود؟
چهارم: نیک می دانم که نوشتن این رنجنامه برای همیشه پرونده مرا در واحد مهاباد مختومه می کند و از این بابت غمگینم اما چه کنم که در برابر رنجی که به 3 دانشجوی دکترا دراین بحث وارد نمودم مسئولم....چرا که به خواهش وتمنای من زحمت ارسال مدارک و ... را متقبل شدند و شاید در مدت این یک سال واندی فرصتهای دیگری به امید "مهاباد" از دست دادند.
پنجم :شاید نوشته ام در فضایی احساسی نوشته شد و در این حین به ناحق به کسی تهمت ناروا زده شده که ازاو و از درگاه ایزد منان متواضعانه عذر می خواهم اما  آنچه گفته شد به کلیت حکایت تلاش ناکام من بود برای " ارتباطات" و در نهایت نه تنها به ثمر ننشست بلکه شاید پلهای پشت سرهم خراب شد!
ششم : داستان این رشته صد البته نمی تواند بیانگر  و مبین تلاشهای صورت گرفته مدیران واحد مهاباد در سنوات اخیر باشد و کیست که نداند امروز واحد مهاباد به عنوان بزرگترین واحد استان برغم همه نامهربانیها چون نگینی می درخشد و دور نیست که بعنوان واحد جامع افتخاری دگر برای منطقه شمال غرب کشورر بیافریند.
هفتم: امروزه یکی از رشته هایی که در بازار کار هنوز می توان به ان امید داشت رشته ارتباطات است و با توجه به موقعیت جغرافیایی مهاباد این رشته در اینده می توانست نقش بسزایی در جذب دانشجو وحتی شناسایی بهتر این واحد به جهت ماهیت اطلاع رسانی رشته مذکور در سراسر کشور داشته باشد.
امیدوارم که این نوشته که به قیمت خداحافظی همیشگی من با واحد مهاباد( شهر آمال و آرزوهایم)تمام شده است فتح بابی باشد برای 3 دوست دیگرم که منتظر اقدام عملی دانشگاه برای تاسیس رشته ارتباطات هستند.

                 دست از طلب ندارم تا کام من برآید   یا جان رسد به جانان یا جان ز تن درآید


والسلام علی من اتبع الهدی
با آرزوی موفقیت بیشتر برای شما و واحد مهاباد
شفیع بهرامیان

 
 جوابیه روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد
 
جناب آقای شفیع بهرامیان

با سلام
ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات جنابعالی در ماه مبارک رمضان با توجه به مطالب منتشر شده توسط جنابعالی در وبلاگ شخصی در خصوص تصویب رشته ارتباطات خواهشمند است نسبت به درج موارد ذیل اقدام نمایید. دانشگاه ازاد اسلامی واحد مهاباد از زمان شروع ریاست آقای دکتر صلواتی و در مدت یک سال موفق به تصویب 32 رشته تحصیلی شامل یک رشته کارشناسی ارشد، 15رشته کارشناسی و ۱6 رشته کاردانی شده است .که این آمار در بین کلیه واحدهای دانشگاهی منحصر به فرد می باشد. در خصوص تصویب رشته‌ها، این واحد تابع مقررات سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی و وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری می باشد و در همین راستا جهت تصویب هر رشته کارشناسی، حداقل وجود یک استادیار تمام وقت (به گونه ای که عضو هیات علمی دانشگاهی دیگر نباشد) و دو نفر مربی ضروری می باشد، از طرفی جذب دانشجویان دوره‌ی دکترا بعنوان بورسیه منوط به وجود رشته در واحد می باشد مگر در مواردی که تخصص بین رشته ای باشد.به عنوان مثال چنانکه رشته‌هایی نظیر علوم سیاسی، جامعه شناسی و علوم اجتماعی در این واحد موجود بود، بورسیه دانشجویان دوره دکترای ارتباطات مقدور می‌گردید. لازم به ذکر است تصویب رشته ارتباطات جزو اولویت‌های این واحد دانشگاهی بوده و در صورت جذب یک نفر دکترای تمام وقت نسبت به تصویب آن اقدام خواهد شد.
ضمنا اظهارات و انتقادات شما هیچ تغییری در تصمیم واحد مبنی بر استفاده از تجربیات و تخصص جنابعالی و دیگر متقاضیان محترم نخواهد داشت.

                                                                                                 فریدالدین صدقی
                                                                                        مدیر روابط عمومی واحد مهاباد
[ یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۸۷ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]

ramazan

ضمن عرض تبريک براي فرا رسيدن ماه مبارک رمضان ، آهنگهاي زير براي استفاده شما در وبلاگ قرار داده مي شود:

اسماء خدا - يا من هو الله الذي، لا اله الا هو الرحمن، الرحيم الملک القدوس السلام و…
دعاي ربنا - استاد محمد رضا شجريان
اذان با صداي استاد مؤذن زاده اردبيلي
اين دهان بستي دهاني باز شد - استاد محمد رضا شجريان

شما مي توانيد همه اين آهنگها را از اينجا دانلود کنيد:

 دانلود

[ دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]

یکصد و سی امین نمایشگاه کتاب ارومیه افتتاح شد.این نمایشگاه که در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی آذربایجان غربی در پارک جنگلی ارومیه برپا شده است 350 ناشر و نمایندگی از سراسر کشور با 40 هزار عنوان کتاب در موضوعات علمی، ادبی، تاریخی، پزشکی، سیاسی و اجتماعی و آموزشی را در معرض دید و فروش علاقمندان قرار داده اند.

مدیر کل فرهنگ و راشاد اسلامی آذربایجان غربی هم در مراسم گشایش نمایشگاه کتاب در ارومیه گفت : کتاب های ارائه شده با 40 درصد تخفیف عرضه می شود.

محسن غفاری آذر تجلیل از خادمان چاپ و نشر، برپایی ایستگاه نقاشی، ایجاد ایستگاه نقاشی، قصه گویی، قرآن بخوان جایزه بگیر و اجرای برنامه های مختلف فرهنگی شهرستان های مختلف را از جمله برنامه های جنبی این نمایشگاه عنوان کرد.

ششمین نمایشگاه بزرگ کتاب آذربایجان غربی تا دهم ماه جاری صبح و عصر برای بازدید وخرید عموم علاقمندان دایر است

لازم به ذکر است که علیرغم تمهیدات خوب ارشاد استان و تخفیف 40 درصدی،متاسفانه استقبال همشهریان بسیار ناچیز بوده و بسیاری از غرفه داران در این رابطه اظهار ناراحتی می کردند.

برای ترویج فرهنگ کتابخوانی در این استان هنوز راه درازی درپیش است و باید فکری کرد !البته باید از خویشتن خویش آغاز کرد و دیگران را تشویق به کتابخوانی نمود . دیگر نمی توان تقصیرها را به گردن ارشاد یا دیگران انداخت آنها در حد وسع خویش کوشیده اند اما افسوس که فرهنگ کتاب و کتابخوانی در استان ما هنوز اندر خم یک کوچه است!

[ چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۷ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]
درس اول- نام نظافتچی

دومين درس مهم- کمک در زير باران

سومين درس- هميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد

چهارمين درس مهم- هر مانعی فرصتی است


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۷ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ


@ سختی ها فانی هستند و سرسخت ها باقی، شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از ناملایمات زندگی گرفت.@

شفیع بهرامیان، متولد شهر  "اشنویه "واقع بر کرانه مثلث مرزی ایران،عراق و ترکیه.

دانش آموخته کارشناسی و ارشد علوم ارتباطات اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی  و دکترای (PHD) علوم ارتباطات اجتماعی هستم و شاغل در روابط عمومی و روزنامه نگاری. جدیدا مفتخر به اتمام تحصیلات در ارشد مدیریت بازرگانی نیز شده ام.

این وبلاگ وظیفه خود می داند در دنیایی که یه عصر "انفجار اطلاعات" ملقب گشته ،در حوزه ارتباطات و روابط عمومی به اندازه وسع خویش ، معرفی دانشها و ابزارهای نوین این رشته(ارتباطات) را مورد اهتمام خود قرار دهد، با این امید که بتواند در راه اعتلای آگاهی و دانستن ،دین خویش را به جامعه مجازی روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی ادا نماید.

وب نوشنم سنگ صبوری است برای دل گفته ها و دلنوشت هایم و نه چیزی بیش از آن! همین و بس! یاد گرفته ام که شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت.

@ کلام آخر:خداوند بینهایت است اما به قدر نیاز تو فرود میاید . به  قدر آرزوی تو گسترده میشود وبه قدر ایمان تو کارگشا. خدایا! آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم! آمین
امکانات وب