مشتی از خاک مجاز
 
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
     دانشجويان گرامي مي توانند حدود ۶0 سئوال درس نظريه هاي ارتباط جمعي را براي آشنايي با نحوه طرح سئوال و مطالعه در ادامه مطلب مشاهده نمايند. منتظر سري سوم هم باشيد...
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۲۳ تیر۱۳۹۰ ] [ 1 ] [ شفیع بهرامیان ]
     دانشجويان گرامي مي توانند حدود 230 سئوال درس نظريه هاي ارتباط جمعي را براي آشنايي با نحوه طرح سئوال و مطالعه در ادامه مطلب مشاهده نمايند. منتظر سري دوم هم باشيد...

دانشجویان گرامی نمونه سئوالات آزمون کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی برای ادامه تحصیل و امتحان نظریه های ارتباطات جمعی از لینکهای زیر قابل دریافت است:

   جزوه کامل "نظریه های ارتباطات جمعی" ( برای کارشناسی و آزمون ارشد و حتی دکتری )

( برای درس نظریه های ارتباطات جمعی)

۱- دفترچه سئوالات ارشد ارتباطات 1386

۲- دفترچه سئوالات ارشد ارتباطات 1387

۳- دفترچه سئوالات ارشد ارتباطات 1388

۴- دفترچه سئوالات ارشد ارتباطات 1389

۵- دفترچه سئوالات ارشد ارتباطات1390

پاسخنامه 90

پاسخنامه 89

پاسخنامه 88

پاسخنامه87

پاسخنامه  86

در ادامه مطلب می توانید سری اول سئوالات نمونه را مشاهده فرمایید....


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۲۳ تیر۱۳۹۰ ] [ 1 ] [ شفیع بهرامیان ]
 دانشجويان گرامي مي توانند حدود ۸۳ سئوال درس نظريه هاي ارتباط جمعي را براي آشنايي با نحوه طرح سئوال و مطالعه در ادامه مطلب مشاهده نمايند. ......

ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۲۳ تیر۱۳۹۰ ] [ 1 ] [ شفیع بهرامیان ]

      بالاخره نتایج آزمون کتبی  دکترای تخصصی دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد البته چند برابر ظرفیت و بحمداله اسم نگارنده نیز بعنوان راهیافتگان و قبول شدگان مرحله اول ( کتبی) به مرحله دوم ( مصاحبه علمی) از طریق سایت مرکز آزمون دانشگاه آزاد داسلامی اعلام شد. ظاهرا مصاحبه اینجانب در تاریخ اول مرداد ماه انجام خواهد شد و تنها ۱۵ روز فرصت دارم "زبان" دربیارم........ خوشحالم که از ارومیه ۲ نفر قبول شدن: من و دوستم آقای فرامرزیانی کارمند واحد خبر سیمای استان... به دعای دوستانم محتاجم چون همیشه...


 

ادامه مطلب
[ سه شنبه ۲۱ تیر۱۳۹۰ ] [ 16 ] [ شفیع بهرامیان ]
    واکنش نشان دادن در مقابل افرادی که شما را خوار کرده و ارزش هـایتـان را زیر سؤال می برند، قدری دشوار و دردناک است. گاهی اوقات زخم هایی که اینگونه افراد به شما وارد می آورند، ممکن است تا ابد باقی بمانند. اگر یک چنین تصوری دارید شاید نوبت به آن رسیده باشد که نگاه عمیق تری به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زیر سؤال ببرید.


ادامه مطلب
[ سه شنبه ۲۱ تیر۱۳۹۰ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]
نمرات درس برنامه ريزي امور فرهنگي ويژه دانشجويان كارشناسي مديريت فرهنگي را مي توانيد در ادامه مطلب مشاهده فرماييد.


ادامه مطلب
[ شنبه ۱۸ تیر۱۳۹۰ ] [ 14 ] [ شفیع بهرامیان ]
       زبان بدن می‌تواند به‌خوبی احساسی را انتقال داده یا معنای كلامی را تغییر دهد. هرگز اظهار دوستی و علاقه فردی درحالی‌كه اخم كرده و ترشرویی نشان می‌دهد، قابل‌قبول نیست، پس باید یاد گرفت چگونه زبان بدن را در زندگی روزمره وارد كرد
        شاید برای اكثر ما مصداق ارتباط برقرار كردن؛ گفتار و به عبارتی حرف زدن باشد ولی باید بدانید بیشتر ارتباط بین افراد از طریق زبان بدن است. در واقع بیش از 90‌درصد آنچه شما به طرف مقابل‌تان انتقال می‌دهید از طریق حركات غیركلامی و به عبارتی زبان بدنی شماست و تنها حدود 10 درصد منظور شما از طریق گفتار و كلام‌تان منتقل می‌شود.زبان بدن می‌تواند گویای وضعیت درونی فرد باشد. برای مثال می‌تواند خشم، خستگی، وضعیت آرام، گیجی و دیگر نشانه‌ها را نشان دهد. زبان بدن در واقع شامل تمام حركات شماست از حالت‌ها و حركات صورت شما گرفته تا تماس چشمی، ژست‌ها، مدل ایستادن و... . معمولا شناخت درست زبان بدن می‌تواند كاری بسیار دقیق و ظریف باشد اما شما می‌توانید به راحتی با آشنایی با چند حركت رایج با اصول زبان بدن آشنا شوید، هر كدام از این نشانه‌ها می‌تواند بیش از هزاران كلمه، گویا باشد.

 


این دست دادن یعنی ...


باید بدانید معنی دست دادن خیلی فراتر از سلام گفتن، از دیدن شما خوشبختم  و... است. مهم‌ترین بخش در دست دادن، تماس كف دست شما با دست طرف مقابل است و می‌توان گفت این حركت ساده خیلی بیشتر از یك تماس است، تماس كف دست‌های شما نیت درست شما را نشان می‌دهد و اینكه نسبت به این رابطه حالت تدافعی ندارید و نوع تعامل شما كاملا صمیمانه و بدون هیچ‌گونه تهدیدی است.



او تسلیم است

اگر راحت نباشد


نشان می‌دهد فرد اصلا راحت نیست و می‌كوشد كف دستش كمترین تماس را با طرف مقابل داشته‌باشد. در واقع دست‌های فرد مانند ماهی شل است و فقط انگشتانش را دراز می‌كند و به طرف مقابل می‌فهماند كه چندان مایل به رابطه صمیمانه نیست، حتی می‌تواند نشانه ضعف، انقیاد و مطیع و تسلیم بودن نیز باشد.



می‌ترسد

 اگر اطمینان نداشته باشد


وقتی فردی آن‌قدر دست‌های شما را فشار دهد كه حتی روی استخوان‌های خود این فشار را احساس می‌كنید در این حالت احتمالا فرد چندان احساس امنیت و اطمینان نمی‌كند و می‌خواهد با این سلام و دست دادن محكم، روی این احساس خود را بپوشاند.



 

من رئیس هستم

 اگر سلطه‌جو باشد


در این مدل فرد هنگام دست دادن كف دستش رو به پایین است وكف دست شما به سمت بالا،  در این حالت طرف مقابل می‌خواهد تسلط و نفوذ خود را بیان كند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۵ تیر۱۳۹۰ ] [ 20 ] [ شفیع بهرامیان ]

       به باور کارشناسان دورویی و تزویر یکی از آفتهای جامعه ماست که می رود واژه "اعتماد" و " صراحت" و" رو راستی" را به محاق فراموشی بسپرد.کسانی که دورو هستند، هیچگاه در کردار و کلام خود صداقت ندارند، از این رو نمی توان به آن ها اعتماد کرد و هیچ وقت حرف های آنها مورد تصدیق و تأیید دیگران قرار نمی گیرد حتی اگر در شرایطی، سخنی راست بگویند. نزدیکان فرد دورو به وی بدبین می شوند. از جمله اثرات سوء دیگر آن است که فرد دورو هیچگاه به دیگران اعتماد نمی کند چون به قولی «کافر همه را به کیش خود پندارد».

      افراد دورو پس از چندی اعتماد و توجه دیگران را از دست می دهند و به تبع این رفتار دفعی ، آنها بداخلاق و خشن شده و دست به اعمال و برخوردهای ناشایست دیگری می زنند که تبعات آن دامان خانواده، نزديكان،  همسر و فرزندان فرد درور را نیز می گیرد.  از جمله مشخصه های رفتاری افراد دورو  می توان به قضاوت های ناروا نسبت به هم نوعان و به سخره گرفتن آنها اشاره کرد. از راه های شناسایی افراد دورو، به دروغگویی این افراد و فراموشکاری آنها می توان تأکید کرد چرا که افراد دورو به دلیل کثرت در دروغ، افراد فراموشکاری نیز هستند و این عمل باعث می شود که به راحتی شناسایی شوند.

       متاسفانه امروزه شاهد شیوع این پدیده زشت اجتماعی حتی در بین محیط های علمی و دانشگاهی نیز هستیم و ارتباط بسیاری از دانشجویان و مدرسین و اساتید را نسبت به هم و نسبت به خود در این چارچوب می توان تحلیل کرد. چه بسیارند افرادی که رودر روی دیگری همیشه زبان به مدح و ستایش می گشایند و با غیبت شخص در آن واحد ۱۸۰ درجه تغیر موضوع می دهند و  زبان به تخریب و بدگویی از همان شخص می گشایند؟؟ بهتر نبود از کودکی فرزندانمان را به صراحت و رک گویی عادت دهیم تا در بزرگی اسیر این عادت زشت غیر اجتماعی نشوند؟؟به باور من خانواده و جامعه نباید به افراد دورو اعتماد کنند و از آنها دوری بجویند.

[ سه شنبه ۱۴ تیر۱۳۹۰ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]

گردنه حیران...


ادامه مطلب
[ شنبه ۴ تیر۱۳۹۰ ] [ 16 ] [ شفیع بهرامیان ]
برای مشاهده نمرات لطفا ادامه مطلب را کلیک فرمایید.


ادامه مطلب
[ شنبه ۴ تیر۱۳۹۰ ] [ 16 ] [ شفیع بهرامیان ]

* دانشجویان عزیز توجه داشته باشند که سئوالات حاضر تنها جهت آشنایی شما عزیزان با شیوه امتحان بوده و برای آزمون نهایی  حتما لازم است تمام جزوه مطالعه شود. براي مشاهده سئوالات رو گزينه هيا پايين كليك كنيد. اين سئوالات فقط براي آشنايي شما با نحوه طرح سئوال امتحاني ست شده است و براي گرفتن نمره و موفقيت در آزمون كافي نمي باشد.

1- نمونه سوالات چهار گزینه ای درس مبانی ارتباط جمعی (1)

2- نمونه سوالات چهار گزینه ای درس مبانی ارتباط جمعی (2)

3- نمونه سوالات چهار گزینه ای درس مباني ارتباط جمعي (3)

4- نمونه سوالات چهار گزینه ای درس مباني ارتباط جمعي (4)

5- نمونه سوالات چهار گزینه ای درس مبانی ارتباط جمعی  (5)

[ شنبه ۴ تیر۱۳۹۰ ] [ 9 ] [ شفیع بهرامیان ]
سلام بابا خلیل.
خانم معلممان گفته به مناسبت روز پدر برای انشا، نامه‌ای به پدرتان بنویسید. بچه‌ها می‌گویند خانم معلم، فضول است و می‌خواهد بفهمد توی خانه‌های ما چه خبر است. می‌خواهد بفهمد بین ما و باباهایمان چه رازهایی هست. همه‌ی بچه‌ها گفتند که دروغکی، چیزهای خوب خوب می‌نویسند تا هم بیست بگیرند و هم خانم معلم را گول بزنند. ولی من می‌خواهم یک نامه یواشکی و راستکی برای تو بنویسم و به خانم معلم یک کاغذ سفید بدهم و اگر پرسید چرا چیزی ننوشتی به او بگویم که من توی دلم با بابایم حرف زده‌ام. شما اگر بلد هستی بخوان.
کاریکاتور از رضا احسان پور
خب بابا خلیل، روز پدر مبارک. بابا خلیل، من که به تو نمی گویم «پدر خلیل»؛ آخه وقتی من به تو می‌گویم «بابا خلیل» پس باید بگویم «روز بابا مبارک». پس روز بابا مبارک بابا خلیل.
دیروز برنامه‌ی کودک داشت درباره روز پدر حرف می‌زد. مامان زود دوید و کانال را عوض کرد. مامان فکر می‌کند من نمی‌فهمم که می‌خواهد من ناراحت نشوم. ولی من می‌فهمم. دیشب مامان توی آشپزخانه داشت یواشکی با داداش مرتضی پچ پچ می‌کرد. بعدش داداش مرتضی رفت روی پشت بام. امروز از صبح تلویزیون برفکی شده است.
قبلاً هر وقت دلم می‌خواست که تو من را ناز کنی، یواشکی می‌رفتم و لپم را می‌مالیدم به قاب عکس. ولی قاب عکس هم سرد است و هم لیز و هم مثل دست‌های تو که توی عکس، زبر است، زبر نیست. الان چند ماه می‌شود که وقتی مامان من را ناز می‌کند فکر می‌کنم تو داری من را ناز می‌کنی. آخه دست‌های مامان مثل دست‌های تو زبر شده است. داداش مرتضی به مامان می‌گوید وقتی خانه ی همسایه ها لباس می‌شویی باید دستکش دست کنی که دست‌هایت اینجوری نشود. ولی من دلم نمی‌خواهد دستکش دست کند. چون اگر دستکش دست کند دیگه دستش‌هایش مثل دست‌های تو نمی‌شود.
یک بار توی فیلم یک مامانی داشت به بچه‌اش می‌گفت که هر کسی می‌رود پیش خدا، کبوتر می‌شود و هر هفته، پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها برمی‌گردد پیش فامیلش. حالا می‌فهمم چرا همه از غروب جمعه بدشان می‌آید. قبلا فکر می‌کردم برای این است که فردایش شنبه است و باید بروند سر کار و مدرسه. ولی حالا فهمیدم که چون دلشان برای فامیل‌هایشان که رفته‌اند پیش خدا تنگ می‌شود و باید یک هفته صبر کنند تا دوباره فامیل‌هایشان بیایند پیششان. من هرچی توی آسمان نگاه می‌کنم که ببینم تو کدام کبوتر هستی، نمی‌فهمم. آخه همه‌ی کبوترها می‌روند روی پشت بام اصغرآقا اینها و اصغر آقا همه‌ی آنها را می‌اندازد توی قفس. من نمی‌فهمم آخه چرا اصغرآقا با فامیل‌هایش اینجوری می‌کند؟ چرا فامیل‌هایش را می‌اندازد توی قفس؟ من اصلاً دوست ندارم وقتی بزرگ شدم با رضا، پسر اصغرآقا عروسی کنم. چون شاید یکهو من زودتر مُردم و بعد که کبوتر شدم من را می‌اندازد توی قفس. من دلم می‌خواهد با محسن، پسر اعظم خانم عروسی کنم. چون اعظم خانم خیاطی بلد است و لباس عروس هم می‌دوزد. من مطمئن هستم که محسن بعداً به اعظم خانم می‌گوید که برای من لباس عروس قشنگی بدوزد و تازه مفتی هم می‌شود و مامان مجبور نیست پول لباس عروس بدهد. کاش محسن زودتر به دنیا بیاید. چون هنوز توی شکم مامانش است و من هر وقت می‌روم خانه‌ی اعظم خانم اینها که با نرگس بازی کنم، می‌روم سرم را می‌چسبانم به شکم گنده اعظم خانم و با محسن یواشکی حرف می‌زنم و به او می‌گویم که با من ازدواج کند.
چی می‌گفتم؟ بگذار چند خط بالا را دوباره بخوانم بابا. آهان. داشتم می‌گفتم که آدم‌هایی که می‌روند پیش خدا کبوتر می‌شوند. اصلاً مگر فقط آدم باید مثل کبوتر بشود؟ هان؟ تازه هیچ کبوتری مثل تو سیبیل ندارد پس تو باید مثل یک چیزی بشوی که سیبیل دارد. تنهای چیز با سیبیلی که این جا پیدا می‌شود، یک گربه است که شب ها می‌آید و کیسه آشغال را پاره می‌کند. به نظر من، تو آن گربه هستی. چون هم سیبیل داری و هم مثل آن روزها زورت زیاد است که هم می‌توانی در سطل آشغال را باز کنی و هم پلاستیک را پاره کنی. مامان نمی‌داند تو آن گربه هستی وگرنه اینقدر هی مثل آقای رفتگر که به تو حرف‌های زشت می‌زند که چرا کیسه آشغال را پاره کرده‌ای، حرف زشت نمی‌زد.
راستی بابا خلیل. از چند روز پیش که فهمیده‌ام تو آن گربه هستی، نصف تغذیه مدرسه و یک کوچولو از شامم را یواشکی قایم می‌کنم و توی کیسه آشغال می‌گذارم تا گرسنه نمانی. آخر توی کیسه آشغال ما که خیلی چیزی گیرت نمی آید بخوری. من می‌دانم که تو دلت هوای دستپخت مامان را کرده است که می‌آیی سراغ کیسه آشغال ما وگرنه اگر شکمو بودی، می‌رفتی سراغ کیسه‌ی آشغال آقا فرامرز اینها که وضعشان خوب است و ماهواره هم دارند.
باباخلیل، حالا که گربه شده‌ای مراقب کامبیز باش. یک ماشین خیلی گران خریده و خیلی بد و تند توی کوچه رانندگی می‌کند. حواست باشد یکهو نروی زیر ماشینش بمیری. چون دوست ندارم دوباره بمیری. البته خانم جون همیشه می‌گوید گربه هفت جان دارد ولی من می‌دانم کامبیز اینقدر بد رانندگی می‌کند که ممکن است همه ی هفت تا جانت را توی یک هفته از تو بگیرد.
ئه! این صدای چی بود؟ الان داداش مرتضی دوید دم در ببیند صدای چی بود. داداش مرتضی خیلی هوای ما را دارد. مامان همیشه می‌گوید او مرد خانه است. داداش مرتضی آمد. از توی حیاط داد زد که: چیز مهمی نبود. این گربه هه که هر شب کیسه‌ی آشغال‌ها را پاره می‌کرد رفت زیر ماشین کامبیز.
ای بابا خلیل شیطون. باز که مُردی! طوری نیست. اشکالی ندارد. حواست به شش تا جان دیگرت باشد...

[ سه شنبه ۳۱ خرداد۱۳۹۰ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]

http://s1.picofile.com/file/6827495970/sedaghat1.jpg

http://s1.picofile.com/file/6827494964/sedaghat.jpg

http://s1.picofile.com/file/6827496976/sedaghat3.jpg

.......؟!

[ یکشنبه ۲۹ خرداد۱۳۹۰ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]

قسمت این شد این هفته سری به خونه خان دادش بزنم...دو سالی شده بود که نتونسته بودم برم بوکان...بهرحال با اصرار عیال و گله مندیهای خان دادش و اینا راهی بوکان شدم و ماحصل این گزارش مصور شد که می بینید...

http://s1.picofile.com/file/6822924544/%D8%BA%D8%A7%D8%B1_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C_%D8%B3%D9%87%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86_%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF.jpg

غار آبی - تاریخی سهولان در جاده مهاباد به بوکان با عمق میانگین ۳۲ متر، دو هکتار مساحت و چند کانال کشف نشده...حتما ببینین به یکبار دیدنش می ارزه با امکانات خوب اقامتی و خدماتی که داره...

http://s1.picofile.com/file/6822785710/%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C1.jpg

خلاقیت و دیگر هیچ.....


ادامه مطلب
[ شنبه ۲۸ خرداد۱۳۹۰ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

در زندگي بارها پيش مي آيد كه احساس مي كنيم آرامش نداريم و بي تابيم، شبها كابوس مي بينيم و روزها همه اش منتظر اتفاقي هستيم كه بيافتد و نمي دانيم چيست... بهتر است واقعا توصيه هاي زير را جدي بگيريم :


1- جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.
2- افراد آرام دائم به خود می گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی توان انجام داد پس باید از ادامه زندگی لذت برد.

3- حداقل روزی 15 دقیقه را در سکوت کامل بگذرانید و به آنچه که می خواهید در زندگی به دست آورید فکر کنید.

4- هنگامی که احساس می کنید ذهنتان پر از افکار گوناگون است و هیچ جای خالی در آن وجود ندارد با قدم زدن سعی کنید ذهن خودتان را خالی کنید.

5- به کودکان نگاه کنید و ببینید چگونه از زندگی لذت می برند. زندگی با آرامش را از کودکان یاد بگیرید.

6- سعی کنید به داشته های خود قناعت کنیدو در این صورت احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهید کرد.

7- اکسیژن باعث می شود مغز شما بهتر فعالیت کند. پس در محل زندگی و کار خود گیاه نگاه دارید.

8- این همه عجله برای چیست؟ به یاد داشته باشید سرعت حرکت شما با احساس شما رابطه مستقیمی داردو پس سعی کنید عجول و شتابزده نباشید.

9- شوخی روش خوبی برای رسیدن به آرامش است . پس شوخی طبع باشید.

10- لحظات زیبای زندگیتان را بایگانی کنید. سعی کنید از این لحظات فیلم و عکس تهیه کنید و در لحظات ناراحتی به آن نگاه کنید تا به یاد بیاورید زندگی همیشه برای شما تلخ و دشوار نبوده است.

11- آرام سخن گفتن باعث می شود ظربان قلب و تنفس شما کم شود و این پایین آمدن ضربان قلب آرامش بیشتری به شما می دهد.

12- شاد کردن دیگران باعث می شود احساس و انرژی مثبتی به شما منتقل شود.

15- هر چند وقت یک بار ساعتتان را باز کنید و اجاره بدهید از شر فشار زمان نجات پیدا کنید.

16- مسافرت به شما کمک خواهد کرد تا برای مدتی فکر شما آزاد باشد واثرات مسافرت پس از برگشت به خوبی در زندگی روزمره شما نمایان خواهد شد.

17- دیگران را ببخشید. زیرا بخشش و شاد کردن دیگران یکی از مسائل زندگی بخش است.

18- سعی کنید در هنگام عصبانیت خود را به گونه ای تخلیه کنید . مثلا به بالای پشت بام بروید و فریاد بکشید

19- لباسهای راحت و گشاد باعث آرامش می شوند.

20- سعی کنید به موقع غذا بخورید و از غذا خوردن لذت ببرید. زیرا غذا خوردن باعث آرامش سیستم عصبی میشود...

[ شنبه ۲۸ خرداد۱۳۹۰ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]

توجه: دفترچه های موجود در اين صفحه بر گرفته از سايت اينترنتی سازمان برگزار کننده آزمون می باشد و کليه حقوق آن مربوط به سازمان مالک می باشد و نيز انتشارات پردازش هيچ گونه مسئوليتی را در مورد محتوی دفترچه ها به عهده نمی گيرد.

نام کاربری :shafie

كلمه عبور : bahramian

منبع : پردازش

[ چهارشنبه ۲۵ خرداد۱۳۹۰ ] [ 11 ] [ شفیع بهرامیان ]

نيمه شب در ميان سكوت خلق خفته در بستر خويش

سمفوني مرگم را دگر بار نوميدانه نواختم

اما تقدير چيز ديگري بود!

ساز زندگي كوك تر بود هنوز....

                                                       ***************

اضافه نوشت :

۱- تنگی نفس حمله ای شبانه

۲- اضطراب و اختلالات عصبی

[ دوشنبه ۲۳ خرداد۱۳۹۰ ] [ 11 ] [ شفیع بهرامیان ]
در ادامه....
ادامه مطلب
[ یکشنبه ۲۲ خرداد۱۳۹۰ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]
در ادامه.....
ادامه مطلب
[ یکشنبه ۲۲ خرداد۱۳۹۰ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

برگزاري فارس: وزير علوم گفت: دانشگاه جامع علمي كاربردي ادغام نمي‌شود و بر اساس قانون زير مجموعه وزارت علوم باقي مي‌ماند.

كامران دانشجو، وزير علوم تحقيقات و فناوري در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس، با بيان اينكه دانشگاه جامع علمي كاربردي همچنان فعاليت خود را در زير مجموعه وزارت علوم ادامه مي‌دهد، افزود: بر اساس نظر مجلس شوراي اسلامي دانشگاه جامع علمي كاربردي زير نظر وزارت علوم فعاليت خود را ادامه مي‌دهد.

وي با تأكيد بر اينكه قانون تكليف كرده است كه دانشگاه جامع علمي كاربردي زير مجموعه آموزش عالي باشد، گفت: دانشگاه جامع علمي كاربردي در حال حاضر در زير مجموعه آموزش عالي قرار دارد و براي اين دانشگاه سطوح تحصيلات عالي نيز در نظر گرفته شده است.

وزير علوم گفت: مقاطع تحصيلي كارشناسي ارشد و دكترا نيز براي دانشگاه جامع علمي كاربردي در نظر گرفته شده است. ضمن اينكه اين دانشگاه همكاري نزديكي با وزارت كار خواهد داشت.

[ شنبه ۲۱ خرداد۱۳۹۰ ] [ 14 ] [ شفیع بهرامیان ]
فناوري اطلاعات و اينترنت چيست- وي‍ژه درس مباني ارتباط جمعي كارداني روابط عمومي

در ادامه مشاهده فرمایید....


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۸ خرداد۱۳۹۰ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

    قصه فقر ادبیاتی و علمی روابط عمومی در مراکز استانها و شهرستانها دیگه تکراری شده و صد البته در پایتخت هم نمی توان واقعا به منابع نوشتاری موجود در ارتباطات و روابط عمومی دلخوش بود... برای کمک به دانشجویان شهرستانی برآن شدم با گردآوری کتب موجود بر روی اینترنت و ارائه لینک داونلود آنها به دانشجویان، قدمی برای بهبود دسترسی آنان به منابع درسی بردارم..باشد که مقبول افتد.

۱ - آموزش فن بیان،گویندگی و روابط عمومی

۲- کتاب درسنامه روابط عمومی

۳- بازنگری در ارتباطات

۴- خبر- شکرخواه

۵- پوشش خبری - دکتر سلطانی فر

[ چهارشنبه ۱۸ خرداد۱۳۹۰ ] [ 9 ] [ شفیع بهرامیان ]

ادامه را نگاه کنید لطفا...


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۶ خرداد۱۳۹۰ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]
          نابرده رنج گنج میسر نمی شود           مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

نتایج آزمون دکترای سراسری اعلام شد و همانگونه که انتظار داشتم من قبول نشدم هرچند نمراتم خوب شده بود و تنها در تک درسی که به هیچ وجه انتظارش را نمی کشیدم نمره ام بد شد و آن چیزی نبود جز آمار وروش تحقیق؟!!!

گفته اند که " در اگر نتوان نشست...." و من هم به این ایمان دارم اما با این همه، اگر بجای ۹ درصد آمار فقط ۲۰ درصد زده بودم فکر کنم وضعیتم یه جور دیگر می شد... بماند...جاده دراز و قلندر بیدار...

فقط ۸ نفر مونده برا قبولییییییییییییییییییییییییییییییی

برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید...  

[ پنجشنبه ۱۲ خرداد۱۳۹۰ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]

   بالاخره سکان مدیر گروهی به کسی که شایستگی و لیاقتش را داشت رسید ،با این امید که شاهد مدیر گروه قوی و اثر گذاری در رشته های روابط عمومی و امور فرهنگی در واحد فرهنگ و هنر ارومیه باشند.

   جواد زاهدی شاعر، استاد و دوست عزیزم که  به جرات می توان ایشان را پیشگام روابط عمومی، خبر، روزنامه نگاری و ارتباطات در استان آذربایجان غربی نامید مسئولیت مدیر گروهی رشته های روابط عمومی و امور فرهنگی را در واحد فرهنگ و هنر ارومیه پذیرفت... امیدوارم این مسئولیت باعث رشد و ترقی این رشته در استان و افزایش قبولی دانشجویان در تحصیلات عالی شود.

[ پنجشنبه ۱۲ خرداد۱۳۹۰ ] [ 11 ] [ شفیع بهرامیان ]

همایش بزرگ پیاده روی همگانی برای تشویق مردم به روی آوردن به ورزش های همگانی و به مناسبت فتح خرمشهر و میلاد حضرت فاطمه (س) در روز جمعه بین میدان امام علی (رض) و پارک ائللر باغی ارومیه برگزار شد.

نفس برگزاری چنین برنامه هایی در عصری که بیشتر مرگ و میر بخاطر بیماریهای قلبی و ناشی از کم تحرکی مردم است بسیار مفید و حتی از نظر تزریق روحیه شادابی و همدلی به مردم نیز بسیار پسندیده است. اما به سرانجام رساندن چنین برنامه ی بزرگی نیاز به برنامه ریزی دقیق و هماهنگی دقیق تر همه دست اندرکاران و عوامل اجرایی آن دارد.

همایش ارومیه نیز با همه بزرگی کار و لزوم برگزاری چنین همایشهایی، از یک سری نواقص و کاستیهای ساختاری و مشخص رنج می برد:

۱- در حالیکه زمان برگزاری همایش ساعت ۷ صبح بود و در ارومیه ۷ صبح تقریبا مصادف است با طلوغ خورشید از سمت مشرق، چرا مسیر همایش طوری طراحی شده بود که بجای آنکه مردم پشت به خورشید و در گزند از شدت نور و..باشند دقیقا به سمت خورشید و متاثر از آزار و اذیت مربوطه بودند؟؟ اگر شروع همایش از پارک ائللر باغی و ختمش به میدان امام علی بود برای رفاه مردم بهتر نبود؟؟

۲- متاسفانه ظاهرا سیستم صوتی حاضر در محلل اجرای برنامه پایانی تنها برای شبکه ۳ که بصورت مستقیم برنامه را پوشش می داد طراحی شده بود و مردم به هیچ وجه نه سخنرانیهای مقامات و نه سایر اجرا های روی سن را نتوانستند بشنوند؟!!!!

۳-محل اجرای برنامه، زاویه دید آن، بنرهای تبلیغاتی نصب شده و بسیاری دیگر از مبلمان و دکوراسیون کلی محل اجرای برنامه پایانی ناشیانه و بدون تو.جه به پیامدها طراحی شده بود بطوریکه اکثریت مردم بخاطر نور شدید آفتاب قادر نبودند اصلا به سن نگاه کنند،کیفیت تصویر برداری نیز بدلیل تابش شدید آفتاب صبحگاهی به پشت بنرها و سازه های سن بسیار پایین بود، بسیاری از مردم در پشت بنرها محوطه بودند و قادر به مشاهده سن نبودند و...

۴-بی نظمی در جمع آوری تعرفه ها،در قرعه کشی و حتی در اجرای برنامه به چشم می خورد...

۵- اگر بدرستی با شرکت واحد اتوبوسرانی هماهنگ شده بود بعد از اتمام مراسم مردم بیشتر دعاگوی مسئولان برگزاری مراسم می شدند؟؟!!! اما دریغ از هماهنگی....

۶- در حالیکه جمعیت در خوش بینانه ترین حالت به حدود ۵۰ هزار نفر می رسید چگونه ۱۶۰ هزار تعرفه و ته برگ برای شرکت در قرعه کشی وارد صندوقها شده است؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی هر نفر سه برگ؟!!! می شد ساز و کار بهتری برای جلوگیری از پرکردن فله ای تعرفه ها توسط اشخاص محدود گرفت...

مخلص کلام اینکه می شد این برنامه را بسیار بهتر انجام داد...بدان امید که در برنامه های آینده چنین باشد.

تصاویر مربوطه را در ادامه ببینید...

.
.
.
0
0
.
.
.
.
 
( البته اگر دیدین در میان اسامی افرادی با نام و نام خانوادگی و حتی نام پدر یکسان و در کنار هم برنده شدن اصلا تعجب نکنید خوب هر کسی یه ۵-۶ تایی تعرفه بنام خودش نوشته بود دیگه؟؟!!! تازه قرعه کشی هم کاملا تصادفی بوده؟؟؟ علم آمار کلا زیر سئوال رفت...)

ادامه مطلب
[ سه شنبه ۱۰ خرداد۱۳۹۰ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]

با دکتر عباسیان رئیس واحد فرهنگ و هنر ارومیه قرار گذاشته بودم که این سری به همراه ایشون و دانشجویان برم اردوی کندوان...حتی برای خودم و شاهو ثبت نام هم کرده بودم و هزینه را هم داده بودم...از بد حادثه دکتر رفت برای عمل چشم و من بخاطر نبودش ترجیح دادم در اردو نباشم... قسمت شد برم همایش پیاده روی عمومی...رفتم و ماحصلش انتقادات و تصاویری است که دیدید...بعد دست زن و بچه را گرفته عزم دامنه های ارتفاعات" بز سینا" در درزونم جزم شد... رفتیم و خوش گذشت..جاتون را خالی کردم... سرد بود و سانا هم غیر قابل کنترل... کمی آنسوتر آبشار بسیار دیدنی "سوله دوکل" قرار داشت ..با کمی پیاده روی چهار نفری( من و همسرم و دو تا بچه ها) رسیدم بالای سر آبشار...

بسیار با عظمت و زیبا بود به نظر من بزرگتر و زیباتر از آبشار" شلماش" سردشت بود... خلاصه سوار ماشین شدیم و رفتیم و از مسیر زیبای دیزج- اشنویه اومدیم تو جاده قاسملو... در همون اولش تو چشمه معروف " عین الروم" یا " اژدها بلاغی" توقفی و آش دوغی و... هندونه را هم مگه می شه از قلم انداخت حتی اگه بخاطرش توقف مجدد داشته باشی در روستای" رشگوند"... جای همه شما خالی روز خوبی بود..این بار با خانواده...

در عکس قله بزسینا دیده می شود...


ادامه مطلب
[ سه شنبه ۱۰ خرداد۱۳۹۰ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]
http://s1.picofile.com/file/6737343058/aaaaaaaaaa.jpg

[ سه شنبه ۱۰ خرداد۱۳۹۰ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]

  اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد. موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد.

   اول      وضعيت فوق العاده

  شماره تلفن وضعيت فوق العاده در كشورهاي جهان 112 است. در ایران نیز اگر شما حتی در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید، موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعيت فوق العاده برای شما برقرار کند. (پلیس، اورژانس، آتش نشانی یا...) و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید.

حتی با گوشی بدون سیم کارت نیز میتوانید به شماره 112 زنگ بزنيد.

دوم       آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته اید؟

آیا ماشین شما یک دستگاه کنترل از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید،و مثلاً دستگاه کنترل در منزل باشد به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید کنترل درب بازکن ماشین را فشار دهد، و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که ریموت کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید. باور ندارید امتحان کنید و متعجب شوید . من امتحان کردم 

 سوم    چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟

برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید:  *#06#

 یک کد دیجیتالی  روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت.

  چهارم       قدرت باطری مخفی شده
در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای  #3370* را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازي مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.

[ یکشنبه ۸ خرداد۱۳۹۰ ] [ 11 ] [ شفیع بهرامیان ]

شرکت در کارگاه بازآموزی مدرسان روزنامه نگاری در تهران به همراه استاد جواد زاهدی

اونایی که تو صورت من دیده نمی شه اسمش چشمه!!!!

ادامه مطلب را از دست ندهید...
ادامه مطلب
[ شنبه ۷ خرداد۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]

پنجشنبه 5 خرداد1390 ساعت: 11:30                      توسط:واژه نویس
سلام استاد به استحضار می رسانم که پذیرش دانشگاه های آزاد به ظاهر  18 نفر مثلا در قوچان برای رشته علوم ارتباطات اجتماعی است.واقعیت دو 40 نفر برای مهر و آبان است.قوچان از مهر 88 تاکنون پذیرای 160 نفر شده در این رشته دوست داشتنی...بسیاری هم نمره هاشون منفیه!!

[ پنجشنبه ۵ خرداد۱۳۹۰ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست
مادرم! دعایم کن که با دعایت، دلم خانه دردها نیست

[ چهارشنبه ۴ خرداد۱۳۹۰ ] [ 9 ] [ شفیع بهرامیان ]
ظرفيت پذیرش رشته ارتباطات در دانشگاههای کشور در ارشد...

جدول 1: ظرفیت پذیرش در گرایش علوم ارتباطات اجتماعی در دانشگاه دولتی

دانشگاه پذیرش کننده

ظرفیت پذیرش

جمع

روزانه

شبانه

پیام نور

غیرانتفاعی

نیمه حضوری

آموزش محور

شبانه

نیمه حضوری

تهران

۵

۵






۱۰

علامه طباطبایی

۲۸

۲۰


۵۰

۲۰ 


1۱۸

دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران- واحد قم (فقط مرد)

۲۵







۲۵

دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (فقط مرد)

۱۹







۱۹

جمع

 

 



 

 


 

دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش در گرایش علوم ارتباطات اجتماعی در دانشگاه دولتی در سال 89 (آخرین آزمون کارشناسی ارشد برگزار شده) به شرح زیر است:

جدول 2: ظرفیت پذیرش در گرایش علوم ارتباطات اجتماعی در دانشگاه آزاد

دانشگاه

ظرفیت پذیرش در هر واحد

تهران مرکزی

18

علوم و تحقیقات تهران

18

قیام دشت

18

قوچان

18

جمع کل

72

الف: مطالعات فرهنگی و رسانه

دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش در مطالعات فرهنگی و رسانه (کد گرایش علوم ارتباطات اجتماعی) در دانشگاه دولتی در سال 89 (آخرین آزمون کارشناسی ارشد برگزار شده) به شرح زیر است:

جدول 3: ظرفیت پذیرش در مطالعات فرهنگی و رسانه در دانشگاه دولتی

دانشگاه پذیرش کننده

ظرفیت پذیرش

جمع

روزانه

شبانه

پیام نور

غیرانتفاعی

آموزش محور

تهران

۵

۵

-

-

-

۱۰

جمع

۵

۵

-

-

-

۱۰

ب: تبلیغ و ارتباطات فرهنگی

دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش در گرایش تبلیغ و ارتباطات فرهنگی (کد گرایش علوم ارتباطات اجتماعی) در دانشگاه دولتی در سال 89 (آخرین آزمون کارشناسی ارشد برگزار شده) به شرح زیر است:

جدول 4: ظرفیت پذیرش در تبلیغ و ارتباطات فرهنگی در دانشگاه دولتی

دانشگاه پذیرش کننده

ظرفیت پذیرش

جمع

روزانه

شبانه

پیام نور

غیرانتفاعی

آموزش محور

باقر العلوم - قم(۱۲ نفر مرد و ۱۲ نفر زن) 

-

-

-

۲۴

-

موسسه سوره

-

-

-

۱۹

-

۱۹

جمع

-

-

-

35

-

۴۳

2- گرایش مدیریت رسانه

دانشگاه ها و ظرفیت پذیرش در گرایش مدیریت رسانه در دانشگاه دولتی در سال 89 (آخرین آزمون کارشناسی ارشد برگزار شده) به شرح زیر است:

جدول 5: ظرفیت پذیرش در گرایش مدیریت رسانه در دانشگاه دولتی

دانشگاه پذیرش کننده

ظرفیت پذیرش

جمع

روزانه

شبانه

پیام نور

غیرانتفاعی

آموزش محور

تهران

۱۲

12

-

-

۶۲ مجازی

۲۴

علامه طباطبایی

۱۵

-

-

3

 

صدا و سیما (فقط مرد)

۱۹

-

-

-

-

۱۹

جمع

37

24

-

-

3

64

پیام نور  : ۴۴ ( مدیریت رسانه)

 

[ سه شنبه ۳ خرداد۱۳۹۰ ] [ 11 ] [ شفیع بهرامیان ]
  بهترين دروازه‌بان تاريخ فوتبال ايران كه مدت‌ها با بيماري دست و پنجه نرم مي‌كرد، امروز دار فاني را وداع گفت.

بخبر تلخ است و توضيح بيشتر برايش،‌ سخت‌: "ناصر حجازي دروازه‌بان و مربي سابق فوتبال ايران كه با شدت گرفتن بيماري و به كما رفتن در بيمارستان كسري تهران بستري شده، امروز درگذشت. "
حجازی رفت و آسمانی شد. رفت و حالا عکسش شده قاب روی دیوار.

قاب عکسی برای تداعی «دستان» و «زبانی» که یک عمر درد تحمل کردند اما برای تعظیم، به کار نیفتادند. او رفت. ماند خاطره سری که خم نشد تا بر دستان اعلیحضرت بوسه زند. ماند خاطره سیلی از سر خشمش بر صورت ژنرال شاهنشاهی که سرنوشت قبل از انقلابش را برای خود و همسرش، تلخ رقم زد.

او رفت و ماند خاطره مردی که پس از انقلاب تکفیرش می‌کردند چون مدام صورتش را اصلاح می‌کرد و کراواتش را همیشه بر گردن می‌بست. او که عادت نداشت از عقاید مذهبی دستاویزی بسازد برای رسیدن به پله‌های بالاتر...

 «خوب یا بد، من عادت دارم حرفم را رک بزنم. عادت ندارم مجیزگو باشم...»

شاید هنوز یک ماه نگذشته از روزی که این جمله‌اش را شاید برای دهمین بار برایمان تکرار می‌کرد. ده بار برای ما و شاید هزاران بار برای همسرش، آتیلا، آتوسا، سعید و همه خانواده حجازی.

قصه تکراری سالهای تلخ حذف از تیم ملی به بهانه قانون عجیب 27 ساله‌ها، حسرت برگه‌ای که برای سیمای ظاهری‌اش امضا نشد تا او بماند و غم تلخ همیشگی سوختن فرصت بازی در منچستر انگلیس.

دهه 60 و سفر طولانی به شبه جزیره هندوستان. سفر طول دراز برای اثبات توانایی. رفتن برای خالی نماندن سفره از روزی. رفتن به هند و بنگلادش برای خوردن نان دسترنج خود، برای مردی که برای دست‌هایش تبعید شده بود.

او که هیچ وقت خاموش نماند و همیشه نالید. از زشتی‌های فوتبال گفت و به زمین و زمان تاخت تا نشان دهد از عقایدش عقب نمی‌نشیند. درست یا غلط، او حرفش را می‌زد و زیر بار زور هم نمی‌رفت ... و نرفت.

خواه بهای این لجاجت، حذف از تیم ملی باشد، سوختن شانسش برای بازی در منچستر یونایتد، محرومیت از کار در لیگ ایران و یا حتی ممنوع‌التصویری برای گفتن از درد نان مردم ایران.

او ماند و گفت و تا روز آخر گفت . گفت غمم از درد بیماری نیست که عقاب را غم مرگ، ملالی نیست. مرگ، او را فرصتی ست برای پرواز. رفتن و رهایی از غم دیدن کلاغ‌های در حال پرواز.

او رفت و حالا قاب عکسش مانده در دست، یا آویزان روی دیوار.

ناصر حجازی ، از 18 ماه قبل مقاومتی جانانه داشت با بیماری سرطان ریه ، دردی جانکاه که  تا توان داشت برابرش جنگید درب یمارستان کسری تهران، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

[ دوشنبه ۲ خرداد۱۳۹۰ ] [ 14 ] [ شفیع بهرامیان ]
تصميم گيري ابزاري است كه براي شكل دادن به آينده مثبت از آن استفاده مي كنيم.

وبه عبارتي فرايندي است پيچيده شامل انواع توانايي هاي فكري ونيزداشتن اطلاعات در مورد تصميمي كه مي خواهيم بگيريم.


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۲ خرداد۱۳۹۰ ] [ 14 ] [ شفیع بهرامیان ]

رئیس کمیسیون شبکه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران از ورود تکنولوژی جدید در آینده‌ای نزدیک خبر داد که با استفاده از آن خانواده‌ها می‌توانند بدون دغدغه برنامه‌های ماهواره‌ای و سایت‌های اینترنتی را از طریق فیبر نوری دریافت و بر پخش آن نظارت کنند.

حمید بابادی‌نیا در پاسخ به این پرسش که چرا در ایران برخلاف سایر کشورها برای دریافت امواج ماهواره و مشاهده شبکه‌های ماهواره‌ای همچنان از دیش ماهواره استفاده می‌شود، گفت: در کشورهای پیشرفته دیگر استفاده از دیش ماهواره معنایی ندارد زیرا آنها تمامی خواسته‌های ارتباطی خود را از طریق فیبر نوری برطرف می‌کنند.

وی افزود: سیستم "fiber2home" و "کیبل TV" جای ریسیور و دیش‌های ماهواره را در کشورهای پیشرفته گرفته و دیگر این دایره‌های بزرگ‌نمای شهر را زشت نمی‌کنند.

رئیس کمیسیون شبکه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای اظهار داشت: البته در ایران تمامی زیرساخت‌ها برای تحقق این تکنولوژی مهیاست و هم‌اکنون پروژه‌ای در دست اقدام است که تا 18 ماه دیگر عملیاتی شده و کابل‌های فیبر نوری دارای سیستم" fiber2home " در زیرزمین تا جلوی درب خانه شهروندان کشیده می‌شود و هر ایرانی می‌تواند از طریق این تکنولوژی وارد دنیای مجازی شود.

بابادی نیا در مورد نحو کنترل شبکه‌های ماهواره‌ای توسط دولت و خانواده گفت: وقتی سیتم "fiber2home " جایگزین ریسور، دیش ماهواره، اینترنت، خط تلفن، آنتن تلویزیون و ... شود شهروندان با پهنای باند زیاد همزمان می‌توانند از اینترنت و شبکه‌های ماهواره‌ای استفاده کنند و دولت و تامین‌کنندگان بخش خصوصی در ازای ساخت و تولید برنامه‌های تلویزیونی از شهروندان آبونمان یا شارژ هر برنامه را دریافت می‌کنند به نوعی که خانواده می‌تواند به دولت یا مثلا صدا و سیما و یا شبکه خصوصی درخواست دهد که کدام برنامه و کدام شبکه را می‌خواهد مشاهده کند و کدام برنامه‌ها از شبکه برای او حذف شوند.

وی توضیح داد: این شیوه چندین ویژگی دارد اول اینکه خانواده با خیالی آسوده فرزند خود را در جلوی تلویزیون تنها می‌گذارد وهیچگونه دغدغه‌ای مبنی بر بی‌محتوا بودن یا غیراخلاقی بودن برنامه‌های درحال پخش و یا سایت‌های اینترنتی مخرب ندارد. دوم آنکه سازندگان برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی تلاش می‌کنند برای جذب مخاطب برنامه‌های بهتری بسازند زیرا تامین منابع مالی آنها منوط به پرداخت حق شارژ از سوی شهروندان و تماشاگران تلویزیون است. هر چند که شاید این حق شارژ و این تکنولوژی به مزاق خیلی‌ها خوش نیاید ولی باید در مورد بعد فرهنگی این فنآوری تامل کرد. به عنوان مثال در تمامی کشورهای جهان خانواده‌هایی که فیلم‌ها و برنامه‌های ایرانی را می‌شناسند می‌دانند که می‌توانند فرزندان خود را در کنار خود نگاه داشته و با آسودگی خاطر برنامه و فیلم‌های ایرانی را مشاهده کنند زیرا در ایران فیلم غیراخلاقی تولید نمی‌شود.

بابادی‌نیا اظهار داشت: با ورود این تکنولوژی شهروندان با مشکل آلودگی هوا، ترافیک و از دست دادن زمان خداحافظی می‌کنند و به کارت‌های اینترنت، adsl، آنتن‌های تلویزیون، دیش‌های ماهواره، ریسیور و فیلترشکن‌ها می‌خندند.

رئیس کمیسیون شبکه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای گفت: می‌توان از تکنولوژی همراه با مدیریت فرهنگی استفاده کرد. من کارشناس علوم اجتماعی یا آسیب‌شناس نیستم تا در مورد مضرات ماهواره و یا راه‌های مقابله با آن از طریق فرهنگ‌سازی صحبت کنم ولی می‌توانم بگویم ما تکنولوژی را به خانه‌ها می‌آوریم مدیریت فرهنگی سالم بیاید و آن را کنترل و مدیریت کند.

[ شنبه ۳۱ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 14 ] [ شفیع بهرامیان ]

معاون اجرایی سازمان سنجش آموزش کشور گفت: کارنامه و نتایج اولیه آزمون ورودی تحصیلات تکمیلی دوره‌های کارشناسی ارشد ناپیوسته داخل سال 90 فردا یکشنبه اول خرداد ماه از سوی سازمان سنجش آموزش کشور منتشر می شود.
سید جلال طباطبایی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره انتشار کارنامه نتایج اولیه و نحوه تکمیل فرم انتخاب رشته‌های تحصیلی اینترنتی برای داوطلبان مجاز به انتخاب رشته‌های تحصیلی در آزمون ورودی تحصیلات تکمیلی (دوره‌های کارشناسی ارشد ناپیوسته داخل) سال 90 افزود: کارنامه نتایج اولیه فردا بعد از ظهر بر روی سایت اینترنتی این سازمان به نشانی www.sanjesh.org  قابل مشاهده خواهد بود.

وی یادآور شد: داوطلبان برای دسترسی به نتیجه آزمون خود لازم است شماره داوطلبی یا شماره پرونده و همچنین مشخصات شناسنامه ای خود (نام خانوادگی و نام ، شماره شناسنامه و تاریخ تولد) را وارد کنند.

طباطبایی خاطرنشان کرد: دفترچه راهنمای انتخاب رشته‌های تحصیلی (دفترچه شماره 2) این آزمون شامل شرایط، ضوابط و ظرفیت پذیرش رشته‌ها، از روز سه شنبه 3 خرداد در سایت اینترنتی این سازمان قابل دسترس است.

وی اضافه کرد: داوطلبان پس از اطمینان از صحت کد رشته محل‌های انتخابی می توانند در محدوده زمانی که از ساعت 9 صبح پنجشنبه 5 خرداد تا ساعت 24 روز دوشنبه 9 خرداد تعیین شده است برای انتخاب رشته به سایت سازمان مراجعه و با وارد کردن اطلاعات کارت اعتباری ثبت نام و یا شماره پرونده و کد رهگیری ثبت نام اولیه، نسبت به ثبت کد رشته‌ محلهای انتخابی و تکمیل فرم مذکور در مدت زمانی که در نظر گرفته شده، اقدام کنند.
 
طباطبایی گفت: پس از تایید نهایی کد رشته‌ محل‌های انتخابی توسط داوطلب، رمز 15 حرفی توسط سیستم به عنوان رسید در اختیار داوطلب قرار داده خواهد شد.
 
به گزارش مهر، کنکور کارشناسی ارشد سال 90 در 142 کد رشته امتحانی و در روزهای 27 تا 29 بهمن ماه برگزار می شود و 870 هزار نفر در این آزمون شرکت کردند.

[ شنبه ۳۱ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 14 ] [ شفیع بهرامیان ]

ارومیه - خبرگزاری مهر : هیئت نظارت بر مطبوعات در جلسه 26 اردیبهشت ماه خود با انتشار 22 دو هفته‌نامه، 6 ماهنامه، 2 دو ماهنامه و 14 فصلنامه موافقت کرد که 32 عنوان از این نشریات، استانی هستند.
به گزارش خبرگزاری مهر، در این جلسه ضمن رسیدگی به کلیه پرونده های متقاضیان استان آذربایجان غربی با انتشار دوهفته‌نامه  پیام صبح  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  سیمین جهانبخش  و دوهفته‌نامه  کوشش  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  مسکینی ینگی آباد موافقت شد.

همچنین انتشار این  دوهفته نامه ها  مورد موافقت قرار گرفت:  آوای عدالت  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  نادر سعیدی ،    فرهنگ شمس  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  ابراهیم محمدلو ،   مهد سرداران  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی اسلام عطایی لیواری ، مرزداران  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  حامد قدرتی احمدآباد و تخت سلیمان به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی شعاعی احمدآباد.

دوهفته‌نامه های ارومیه به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی طیبه سقایی، دیلمقان  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  حمید جلیل زاده، ندای زمان به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  عوض نادری ساعتلو،  ائلتاش  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  مرتضی ابراهیمی قره ورن، دنیز به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی مصطفی قلیزاده علیار نیز مجوز انتشار دریافت کردند.

علاوه بر آن ، در این جلسه با انتشار دو هفته‌نامه های ذیل موافقت شد:  طپش قلم  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی میرهاشم موسوی، دارالصفا  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی   سیدفتاح کبیری ،  مهر چالدران  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی   ایرج اصغرزاده ،  کار و تلاش  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی علی حیدری یالقوز آغاجی ،  جامعه کردستان به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  اردشیر صدرالدینی، امید سلماس به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  حمید سبزیکاری دیلمقانی،  شهامت به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی صادق ظاهر، تسنیم روح به صاحب امتیازی محمدرضا بابازاده پر  و مدیرمسئولی  حجت فیروزبخت، گشایش به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی لیلا محمودی، اشتیاق به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  شهین غریب بیداری.

همچنین در این جلسه با انتشار ماهنامه های جوتیاران به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی بیژن رحمانی ،  اندیشه  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  صمد علی عباس زاده ،   دست  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی فرزین صالحی،  آفتاب ولایت  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  محمود اصغری شرینکنه ،  ساوچی به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  محمد صبحدل ، مبدل گرمایی  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  محمد صبحدل و  درمان اصفهان  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی   سیدحسن حسینی موافقت شد.

 دو ماهنامه مدیریت سلامت  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی   سعید کریمی ، دو ماهنامه خدمات شهری و مهندسی فضای سبز به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی   محسن کافی ، فصلنامه فقه جعفری و حقوق نوین  به صاحب امتیازی دانشگاه ارومیه  و مدیرمسئولی سیدمهدی صالحی ، فصلنامه  بوم زراعی  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  عبداله حسن زاده قورت تپه ، فصلنامه  فراسوی زمان  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی اسماعیل تقی زاده تیزخراب و فصلنامه  بهارستان سخن به صاحب امتیازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی  و مدیرمسئولی  شوقی نوبر بنائی نیز مجوز انتشار دریافت کردند.

 همچنین در این جلسه با انتشار این فصلنامه ها موافقت شد:  محیط جغرافیایی  به صاحب امتیازی  دانشگاه ارومیه  و مدیرمسئولی  رشید سعیدآبادی ،  علوم و مهندسی سراج  به صاحب امتیازی  مؤسسه آموزشی عالی غیر دولتی غیر انتفاعی سراج تبریز  و مدیرمسئولی  ناصر مهدوی طباطبایی ،  گوارش و کبد خاورمیانه  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  مهدی صابری فیروزی ،Iranian Journal of Pharmacoecanomy and Phramaceutical Management  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  عباس کبریائی زاده ، Affairs Iranian Review of Foreign  به صاحب امتیازی  پژوهشکده تحقیقات راهبردی  و مدیرمسئولی  حسن روحانی،  World Journal of Plastic Surgery  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  علی منافی ، صنعت و سلامت به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی نازنین ایزدی، Teaching of English as a Foreign Language and Lite  به صاحب امتیازی  دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد تهران شمال و مدیرمسئولی مژگان رشتچی، فصلنامه Journal of Nephropathology  به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی حمید نصری نصرآبادی و مریستم به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی  محمد رمضانی ملک رودی.

علاوه بر آ ن در جلسه  دیروز هیئت نظارت با تغییر وضعیت 7 نشریه موافقت شد.

بعدا نوشت : موافقت با انتشار تنها ۲ نشریه از میان ۳۲ عنوان مجوز داده شده به استان را به مردم خونگرم جنوب استان تبریک عرض می نمایم... خوب دیگه بماند.... و البته اعطای ۳۰ مجوز را به هموطنان شمال و مرکز و میاندواب هم تبریک می نمایم... حداقل حرکت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در رسیدگی به درخواستهای چند ساله جای تقدیر دارد...

[ شنبه ۳۱ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

ارومیه - خبرگزاری مهر: رئیس روابط عمومی و امور بین الملل استانداری آذربایجان غربی از برگزاری جشنواره روابط عمومیهای برتر استان طی شش ماهه دوم امسال خبر داد.


ادامه مطلب
[ شنبه ۳۱ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

   

در هنگامه اي كه بشر متمدن امروز، ناظر مبهوت دگرگوني هاي لحظه اي و شگرف ارتباطي بوده، هرگونه توفيق ايران سرافراز اسلامي در هماهنگي با تحولات شتابان جهاني، جز در پرتو همدلي تمامي تلاشگران عرصه ارتباطات، رسانه و روابط عمومي كشور امكان پذير نخواهد بود.
        روز ملي روابط عمومي و ارتباطات، 27 ارديبهشت ماه، شايسته ترين پاسداشت كوششهاي بي دريغي است كه يكايك اعضاي خانواده بزرگ روابط  عمومي ، رسانه ها و ارتباطات كشور در فراهم آوردن امكان تعامل و تفاهم درون سازماني و برون سازماني با مردم و ولي نعمتان خود در سراسر اين ميهن پهناور متحمل مي شوند.
همكار گرامي و ارجمند روابط عمومي ،ارتباطات و رسانه
     ضمن تقديم صميمانه ترين تبريك هاي خود به مناسبت فرارسيدن اين روز و سپاس از همكاري هاي مجدانه شما در راه تحقق آرمانها و فلسفه روابط عمومي كه چيزي بيش از مردمداري و ايجاد حسن تفاهم در جامعه و سازمان نيست، از خداوند بزرگ، سلامت و سرافرازي روزافزون شما و موفقيت مجموعه سازماني و كاريتان را آرزومنديم.
                   
                                                               شفيع بهراميان
                                       مسئول روابط عمومي سازمان امور اقتصادي
                                                     و دارائي آذربايجان غربي

بعد نوشت : نمی خواهم در مورد این روز و روابط عمومی هیچ بنویسم فقط آرزو می کنم روزی را ببینم که با مرگ انحصار، رقابت همه را مجبور کنه برای جذب و نگاهداشت مشتری جز روی آوردن به ارتباطات شفاف و متعامل و روابط عمومی چاره ای دیگر نداشته باشند...

فقط با این امید...

[ دوشنبه ۲۶ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]

پيری برای جمعی سخن میراند...

لطيفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان  لطيفه  را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.
او مجدد  لطيفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن  لطيفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:
 وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به  لطيفه ای  یکسان بخندید،

پس چرا بارها و بارها به  گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای واحد ادامه میدهید؟

گذشته را  فراموش کنيد و به جلو نگاه کنيد.

[ دوشنبه ۲۶ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]

     همواره در زندگی لحظات و مسائلی پیش می آید که بعلت انتخاب و تفسیر نادرست ما از آن مسائل، نمی توانیم به شیوه ای منطقی در برابر انها تصمیم درست را اعمال کنیم اینجاست که باید از عادات قدیمی خود برای تفسیر و تحلیل مسائل دست برداریم و سعی کنیم از زاویه درست به مسائل نگاه کنیم... تصویر زیر بدرستی این مسئله و نقیصه را در ما انسانها به رخ می کشد...

به تصویر زیر دقت کنید:



حالا از زاویه دیگر به همان تصویر نگاه کنید:


باز هم نشد؟!

پس لازم شد که باز، از زاویه دیگری نگاه کنیم!





دیدید؟

چیزی که در ابتدا برای ما بی‌معنی بود، در یک زاویه دید خاص، زیبا و هنری و مبتکرانه به نظر می‌رسد.
وقتی با یک معادله ریاضی کلنجار می‌روید و نمی‌توانید حلش کنید، وقتی در مورد یک معضل اجتماعی اندیشه می‌کنید و جز فرسایش مفز چیزی حاصلتان نمی‌شود، زمانی که امکانات و نداشته‌های خود را در جهت نیل به هدفتان فهرست می‌کنید و ناتوان از تصمیم‌گیری می‌شوید، در بسیاری از موارد تغییر زاویه دید است که به کمک تان می‌آید، نه اصرار بر تمرکز بیشتر. حتی خرد جمعی هم اگر نخواهد زاویه دید را تغییر دهد و مصر بر نگریستن از یک زاویه باشد، نمی‌تواند تصویر مطلوب غایی را ایجاد کند.
یادتون نره که : مهم این است که ما از زاویه درست به مسائل نگاه کنیم.....
 
اما اطلاعاتی در مورد این پرتره سه ‌بعدی از محمدعلی کلی:
این حجم زیبا و ابتکاری به وسیله مایکل کالیش ساخته شده است و متشکل از ۲۵۰۰ کیسه بوکس، ۱۰٫۵ کیلومتر کابل فلزی ضدزنگ و بیش از ۱۱۰۰ متر لوله آلومینیومی است. سه سال طول کشید تا این بنای ۶٫۵ متری ساخته شود.

ایده ساختن این پرتره سه بعدی در یکی از شب های سال 2008 ، در حین خواب به ذهن معمارش رسید. او در خواب کیسه هایی به شکل قطره اشک دید که در هوا به سرعت حرکت می‌کنند و ناگهان متوقف می‌شوند.

مایکل کالیش، مقیم لوس آنجلس است، او به واسطه ساخت پرتره‌های خاص اشخاص مشهوری مثل ماریا شریور و آرنولد شواتزنگر مشهور شده است.

در آیین گشایش این پرتره، خود محمد علی حضور داشت و آخرین کیسه بوکس را آویخت.
[ شنبه ۲۴ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]

دفترچه سوالات رشته های مختلف آزمون های فراگیر کارشناسی دانشگاه پیام نور که در دوره های قبل برگزار شده است را برای دانلودسئوالات مدیریت رایگان در اختیار عموم قرار داده است.

View Downloadمدیریت بازرگانی

سئوالات بقیه دروس را در ادامه ببینید... 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۹ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 9 ] [ شفیع بهرامیان ]

وقتی بچه بودم، مادرم همیشه عادت داشت از من بپرسه که کدام عضو مهمترین عضو بدن است. در طول سالیان متمادی، جواب هایی می دادم و همیشه تصورم این بود که بالاخــره جـــواب صــحیح را پیدا می کنم. 
بزرگتر که شدم، به فکرم رسید که صدا برای ما انسان ها خیلی مهم است. پس در جواب مادرم گفتم: "مـامـان، فـکر می کنم گوش ها مهمترین عضو بدن هستند". اما مادرم گـفت: "نـه پـــسرم، اشتباه می کنی. خیلی آدما ناشنوا هستند. بازم برو فکر کن، بعدا" ازت می پرسم."  
چند سال گذشت و قبل از اینکه مادرم سوالش را تکرار کند، دوباره شروع کردم به فکر کردن و این طور نتیجه گیری کردم که بالاخره جواب صحیح را پیدا کردم. پس به مادرم گفتم: "مامان، بالاخره فهمیدم کدوم عضو مهمتره. چشم، چشم از همه اعضای بدن مهمتره."
مادرم نگاهی به من انداخت و گفت: "خیلی خوب داری همه چیز رو یاد می گیری، اما بازم جوابت صحیح نیست، چون خیلی آدما نابینا هستند. بازم برو فکر کن، بعدا" ازت می پرسم."
از قرار معلوم بازم اشتباه کرده بودم. اما دست از تلاشم برنداشتم، چون مادرم هر چند سال یکبار این سوال را از من می پرسید و هر بار که جواب می دادم، طبق معمول می گفت: "نه پسرم جوابت درست نیست، ولی خوشحالم. چون داری هر سال باهوش تر میشی."
تا اینکه سال قبل، پدربزرگم مرد و این مسئله ای بود که قلب همه ما را به درد آورد. همه داشتیم گریه می کردیم. حتی پدرم هم گریه می کرد. وقتی که می خواستیم برای آخرین بار پدربزرگ را ببینیم و با او خداحافظی کنیم، مادرم رو به من کرد و گفت: "عزیز دل من، هنوزم نفهمیدی که مهمترین عضو بدن کدومه؟"
از اینکه مادرم درست در چنین لحظه ای این سوال را از من پرسید سخت تعجب کرده بودم. همیشه فکر می کردم این یک بازی بین من و مادرم است. مادرم که تعجب را در صورت من دید، گفت: "این سوال خیلی مهمه. اگر به این سوال جواب بدی، اونوقت می فهمم که معنی واقعی زندگی رو فهمیدی."
"در این چند سال هر وقت ازت می پرسیدم مهمترین عضو بدن کدومه، هر بار بهت می گفتم که داری اشتباه می کنی و همیشه هم مثالی میزدم که بفهمی چرا جوابات اشتباهه. اما امروز همون روزیه که باید درس مهمی یاد بگیری."
بعد نگاهی به من انداخت. نگاهی که تنها در یک مادر دیده می شود. به چشمان خیس از اشکش نگاه کردم. مادرم گفت:"عزیز دلم، مهمترین عضو بدن، شانه های توست".
گیج و متحیر پرسیدم: "چرا، چون سر روی آن قرار دارد"؟ اما مادرم در جواب گفت:"نه برای اینکه وقتی دوست یا همسرت ناراحت است و گریه می کنه، سرش رو روی شونه های تو میذاره. عزیز دلم، هر کسی توی این دنیا به یک شونه نیاز داره که برخی مواقع سرش رو روی اون بذاره. فقط دعا می کنم تو هم دوست یا همسری داشته باشی که در هنگام نیاز سرت را روی شانه هایشان بگذاری و گریه کنی تا کمی تسلی پیدا کنی".
همانجا و همان لحظه بود که دریافتم مهمترین عضو بدن نه تنها خودپسند است، بلکه در برابر غم و اندوه سایرین خود را مسئول می داند و با آنها همدردی می کند!!
خوشا به حال کسانی که شانه ای برای گریستن دارند و بدا به حال کسانی که از این نعمت بی بهره هستند.

[ شنبه ۱۷ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

خاطره ها ، دلیل های قشنگی واسه زندگین.

حتی تلخ بودنشون هم بی دلیل نیست.

گاهی وقتی از تمام دنیا خسته می شی، با برگشتن به یه خاطره ی خوب...تموم وجودت پر از انرژی میشه...

یاد اونایی می افتی که سالهاست از بین رفتن...یاد خاطراتت با اونها...

 چقدر اون سالها قشنگ بودن !

اما چقدر دور و دست نیافتنی به نظر میان ...

دلم اونقدر تنگ شده.

برای کوکب خانم،حسنک ،قصه ی دو کاج و سیمهای تلفن،تصمیم کبری،رنج و گنج،روباه و زاغ...

ریز علی ،پترس فداکاری که تازه فهمیدم داستانش واقعی نبوده !

اون کتابها...اون درسها


http://divine-lass.persiangig.com/a.13.jpg 

حتما ادامه مطلب را ببینین...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]

روزت مبارک... روزت مبارک ای آنکه به من امید بخشیدی که زندگی همانی نیست که من در کودکی می دیدم...روزت مبارک ای آنکه راه را نشانم دادی آنگاه که راهنمایم در خانه و کاشانه نبود....

روزت مبارک ای معلمم ای آنکه حتی اکنون نام تو را بدرستی بیاد ندارم اما در دلم همیشه حک شده ای.. معلم عزیزم یوسف؟؟؟( اول ابتدایی) معصومه فراحی و و خانم ویدا؟؟( دوم ابتدایی) دبستان هجرت روستای گندویلا، رحمان اطلسی( سوم ابتدایی) دبستان مهدی عج نقده، یحیی برهانی، چوکلی ( چهارم و پنجم)  مدرسه ۱۵ خرداد اشنویه، شریف زرزا، خدنگی، سلطان پور، رسولی آذر،قادری( مدرسه راهنمایی سعید امینی اشنویه)،سید طاهر امینی،یحیایی،محی پور، نقشین،جامعی،چاووش زاده،قدم زاده،فارغبال،قره خانی،اعظمی،حسامی، و..( راهنمایی و دبیرستان حاج رسولیان اشنویه) ، دکتر معتمدنژاد، رویا معتمد نژاد، دکتر افخمی،کیا، عباس زاده، میر سعید قاضی، نقیب السادات، دکتر محسنیان راد، رضوی زاده، شریفیان ، قندی، بدیعی، غفاری،دیندار،مرحوم یوسفیان، مرحوم عبدالهی، دکتر زارعیان، فرقانی، خانم بروجردی، رحمان سعیدی، خانم جارالهی، خسرو یحیایی، زاهدی و... ( دانشگاه علامه طباطبایی تهران) ...روزتان مبارک...راهتان پر رهرو...

در جوهره خود کم کمک سوخت معلم
تا درس محبت به من اموخت معلم

درمکتب او تاک به افلاک رساندیم
نزدیک تر از هر کس و هر دوست معلم

عاشق شدن و ماندن در حس جوانی
با تیر قلم بر دلمان دوخت معلم

از نقش زدن با قلمی بر دل دیوار
نوری ز حقیقت به دل افروخت معلم

این شعر و قلم نیست سزاوار سپاسش
والاتر از این شعر زمان اوست معلم


**********

معلم، شاگرد را صدا زد تا انشاء‌اش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند. پسر با صدایی لرزان گفت:
ننوشتیم آقا..!
پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی، او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دست‌های قرمز و باد کرده‌اش را به هم می‌مالید، زیر لب می‌گفت:
آری! ثروت بهتر است چون می‌توانستم دفتری بخرم و بنویسم 

( و آنزمان که برای خرید دفتر و قلمی به همراه برادر بزرگم گندم از انبار پدربزرگ می دزدیدیم هرگز یاد مباد!!)

[ دوشنبه ۱۲ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 1 ] [ شفیع بهرامیان ]

    دیروز کوه با آغوش باز ،باز میزبان من بود تا سفره دل خویش با کنگر و ریواسش برایم بگشاید... سالهاست حکایت کنگر و کوه و ریواس برای من آشناست...دامان پر مهرش هرگز مرا نا امید روانه نکرد حتی آن دم که تفنگ بدست برای شکار کبک و خرگوشش قدم در وادیش گذاشتم و او شاید دلش بدرد آمد اما هیچگاه خوان نعمتش بر من بسته نکرد.... کوه رفیق روزهای سختی من...کوه نماد شور و شعف من...کوه ای همه دلبستگیی من....

خدای را شاکرم....باز تو مرا دریافتی...تو مرا با توشه و انبانی مملو از نعمتت روانه کردی...باز تو را شاکرم و خالقت را... بگذار بماند رمز ها و رازهایی که با تو دارم...بگذار بماند.

                      یک                       دو                        سه                          چهار     

                  

           ( با بهترین سپاسها و تشکرها برای کسی که زحمت این تصاویر را کشید...)

[ شنبه ۱۰ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 1 ] [ شفیع بهرامیان ]

گزارش از هفته نامه امانت شماره ۹۳۶ : جهان ما مرتب در حال دگرگوني است؛ اخبار تغييرات سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، علمي و ساير مسايل به لطف گسترش ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي هر لحظه در حال مبادله شدن است. فناوري نيز يکي از اين دگرگوني‌هاست. به زعم نگارنده، جوامع بشري با ورود هر يک از فناوري ها يک شوک را تجربه مي کند و نيازمند زمان براي التيام آن شوک است. فناوري هاي ارتباطي از جمله فناوري هايي است که مراحل گذر آن بيشتر به چشم مي آيد؛ چرا که انسان از ديرباز به ارتباط و رابطه با سايرين وابسته است و بدون حضور در جامعه، انسان معنا نمي يابد. همزمان با ورود هر يک از فناوري ها، به نظر مي رسد که انسان ها از ارتباطات مستقيم و رو در رو دورتر مي شوند و به سمت دوري از همديگر رهسپارند. ارتباطات غيرمستقيم اعم از تلگراف و تلفن، راديو و تلويزيون، تلفن همراه، اينترنت و ماهواره ها باعث شده صميمت ها کمرنگ تر جلوه کنند. بالاخص در جامعه ايراني، ديگر از آن صميميت ها و دور کرسي نشستن ها خبري نيست. بشر امروز، وقتي دلتنگ مي شود، با تلفن جوياي حال همنوعان و خويشان است و ملاقات ها و صله رحم رنگ خود را بتدريج از دست مي دهد.

اما هدف ما از نگارش اين گزارش، يک فناوري ديگر است بنام "‌اتاق هاي گفتگو"‌ يا همان "‌چت"‌...

در این گزارش نگارنده ( بهرامیان) در مقام کارشناس ارتباطات این پدیده را مورد بحث و بررسی قرار داده است

برای دیدن صفحه اصلی گزارش اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۸ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 9 ] [ شفیع بهرامیان ]

... زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام می‎کرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی که در کنار منزلمان بود می‏رفت. مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم. یک دفعه توانست به فضل خداوند دو ماهی صید کند. به سرعت به خانه بازگشت و غذا را آماده کرد و دو ماهی را جلوی من گذاشت. شروع به خوردن ماهی کردم و اوّلی را تدریجاً خوردم.

مادرم ذرّات گوشتی را که به استخوان و تیغ ماهی چسبیده بود جدا می‎کرد و می‎خورد؛ دلم شاد بود که او هم مشغول خوردن است. ماهی دوم را جلوی او گذاشتم تا میل کند. امّا آن را فوراً به من برگرداند و گفت:

"بخور فرزندم؛ این ماهی را هم بخور؛ مگر نمی‎دانی که من ماهی دوست ندارم؟" و این دروغ دومی بود که مادرم به من گفت...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]
ساعت 3 نیمه شب بود  پسر در خواب عمیقی فرو رفته بود به ناگاه صدای ناهنجار تلفن , پسر را از خواب بيدار كرد... سراسیمه و عصبانی گوشی را برداشت ... اما پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چه خبره؟ چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ امیدوارم کار مهمی بوده باشه؟؟!! مادر گفت: 33  سال قبل در همين موقع شب، تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته ای يافت..... اما افسوس مادر ديگر در اين دنيا نبود...

*******   ***   ********

فردا ( اول اردیبهشت )به روایت شناسنامه ام  وارد "سی و چهارمین"  بهار عمرم می شوم، ۳۳ سال گذشت... و چه زود گذشت...نگاهم به گذشته بعضا حسرت بار است و گاها خوشحالم که آن گذشته ها گذشت و راضیم به آنچه امروز هستم... ثمره زندگیم دو نوگل شکفته و خنداند.. نوگلانی که در این آشفته بازار روح و روانم مرهمی بر دردهای دیروز و امروز من اند... گاه ضعیف و بیمار... گاهی قوی و سرحال... به ظاهر همیشه خندان اما دردی جانکاه  و بی انتها همواره یار و انیس جان... چه می شود گفت؟ چه می شود کرد؟ زندگی همین است... بشر گرچه سودای سلطه بر جهان دارد اما در برابر تقدیر خویش سخت حقیر و ناتوان است... با این همه یک چیز همواره ثابتم می دارد در راهی که می روم: هدفی که می شناسم... تفسیر زندگانی جز صبر و مدارا، جز عشق و فداکاری، جز ایمان و اراده چیز دگری نیست... پس باید همواره ماند ثابت و استوار، سربلند و با وقار.. این است مطلع و آغاز قصیده سی و چهارمین بهار عمرم...

یادمان نرود ...زندگی دفتری از خاطره هاست ... یک نفر در دل شب، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز کنیم، عمرمان میگذرد، ما همه همسفر و رهگذریم ... آنچه باقیست فقط خوبیهاست...

خدایا! ...خدایا! آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم!

http://www.dot.state.oh.us/districts/D10/newsreleases/PublishingImages/large%20US_33_svg.png

۳۳ هم رفت و ۳۴را دریابم که آنهم به طرفه العینی می گذرد...

به قول یه عزیزی ده سال طول می کشه تا دو عدد عمر(33) با هم یکی بشن قدرشو بدونیم!!!

خودم - این عکس مونتاژ است  -۱۳۶۳

[ چهارشنبه ۷ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 9 ] [ شفیع بهرامیان ]

موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود .موش لب هایش را لیسید و با خود گفت : کاش یک غذای حسابی باشد .‍اما همین که بسته را باز کردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یک تله موش خریده بود .موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه ی حیوانات بدهد .
او به هرکسی که می رسید ، می گفت : توی مزرعه یک تله موش آورده اند، صاحب مزرعه یک تله موش خریده است . .. . مرغ با شنیدن این خبر بال هایش را تکان داد و گفت :  آقای موش ، برایت متأسفم . از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی ، به هر حال من کاری به تله موش ندارم ، تله موش هم ربطی به من ندارد .

میش وقتی خبر تله موش را شنید ، صدای بلند سرداد و گفت : آقای موش من فقط می توانم دعایت کنم که توی تله نیفتی ، چون خودت خوب می دانی که تله موش به من ربطی ندارد. مطمئن باش که دعای من پشت و پناه تو خواهد بود . موش که از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت ، به سراغ گاو رفت . اما گاو هم با شنیدن خبر ، سری تکان داد و گفت :  من که تا حالا ندیده ام یک گاوی توی تله موش بیفتد.! او این را گفت و زیر لب خنده ای کرد ودوباره مشغول چرید شد ..سرانجام ، موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فکر بود که اگر روزی در تله موش بیفتد ، چه می شود؟ در نیمه های همان شب ، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید . زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را که در تله افتاده بود ، ببیند .او در تاریکی متوجه نشد که آنچه در تله موش تقلا می کرده ، موش نبود ، بلکه یک مار خطرناکی بود که دمش در تله گیر کرده بود . همین که زن به تله موش نزدیک شد ، مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت ، وقتی زنش را در این حال دید او را فوراً به بیمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وی بهتر شد. اما روزی که به خانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسایه که به عیادت بیمار آمده بود ، گفت :« برای تقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست .» مرد مزرعه دار که زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید.اما هرچه صبر کردند ، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد می کردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد ، میش را هم قربانی کند تا باگوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد . روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد . تا این که یک روز صبح ، در حالی که از درد به خود می پیچید ، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاک سپاری او شرکت کردند. بنابراین ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببیند . حالا ، موش به تنهایی در مزرعه می گردید و به حیوانان زبان بسته ای فکر می کرد که کاری به کار تله موش نداشتند !

و اینکه....

اگر شنیدی مشکلی برای کسی پیش آمده است و در ظاهر ربطی هم به تو ندارد ، بیخیال نباش، اگر کمکی هم نمی کنی همدلی کن همدردی کن، کمی بیشتر فکر کن. شاید مشکل خیلی هم بی ربط با تو نباشد.

[ سه شنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 11 ] [ شفیع بهرامیان ]
لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی /  ببینی باز هم می‌خواهی به آن خانه برگردی یا نه؟
لازم است گاهی از مسجد، کلیسا یا کنیسه بیرون بیایی و ببینی /  پشت سر اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟
لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی /  که چه ‌قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است؟
لازم است گاهی درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی/ ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟
لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی، گوگل و  ایمیل و فلان را بی‌خیال شوی، با خانواده ات دور هم
 بنشینی ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه؟
لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو
 برنده ای یا بازنده؟
لازم است گاهی عیسی باشی، ایوب باشی، انسان باشی... ببینی می‌شود یا نه؟
[ دوشنبه ۵ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]

این سئوالات صرفا برای آشنایی با نحوه طرح سئوال است و احتمالا از آن در آزمون میان ترم استفاده نخواهد شد.

۱ - چه کسی تمدن بشری را به سه مرحله کشاورزی، صنعتی و فراصنعتی تقسیم کرد ؟
الف) مک لوهان                     ب) آلوین تافلر                  ج) ارسطو               د) گوتنبرگ
2- مک لوهان دانشمند کانادائی ، تاریخ بشر را به چند دسته تقسیم می کند ؟
الف) عصر صنعت، عصر کشاورزی، عصر تمدن چاپی                                                                        ب) عصر ارتباطات، عصر کشاورزی، عصر الکترونیک 
 ج) عصر چاپی، عصر ارتباطات، عصر شفاهی                                                                               د) عصر فرهنگ شفاهی، عصر تمدن چاپی، عصر تمدن الکترونیک
3- نام کتاب معروف ارسطو که در آن از ارتباط و تعریف آن سخن گفته ، چه نام دارد ؟
الف) دایره¬المعارف آمریکاناو و وبستر                                                       ب) بیانیه اصول              ج) مطالعه معانی بیان ( ریطوریقا )                                                     د) ارتباطات جمعی


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۴ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 21 ] [ شفیع بهرامیان ]

گروه صنعت :

» زبان و ادبیات فارسی - زبان انگلیسی

نام کتاب : مجموعه دروس و تست دروس عمومی مدرسان شریف ویژه آزمون کاردانی به کارشناسی

» مبانی کامپیوتر

نام کتاب : مجموعه مهارت های 7 گانه ، آرمان ری بدودیگران، انتشارات کتابخانه فرهنگ

» فیزیک عمومی

نام کتاب : فیزیک عمومی کاردانی به کارشناسی - مجتبی حیدری

» ریاضی عمومی

نام کتاب : ریاضی عمومی (1) - حمیدرضا مقسمی - انتشارات گسترش علوم پایه

 

گروه مدیریت و خدمات اجتماعی :

» زبان و ادبیات فارسی - زبان انگلیسی  - معارف اسلامی

نام کتاب : مجموعه دروس وتست دروس عمومی مدرسان شریف ویژه آزمون کاردانی به کارشناسی

» مبانی کامپیوتر

نام کتاب : مجموعه مهارت های 7 گانه ، آرمان ری بدودیگران، انتشارات کتابخانه فرهنگ

» روش تحقیق  در علوم انسانی

نام کتاب : مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی - محمدرضا حافظ نیا -  انتشارات سمت

 گروه فرهنگ و هنر :

» زبان و ادبیات فارسی - زبان انگلیسی  

نام کتاب : مجموعه دروس وتست دروس عمومی مدرسان شریف ویژه آزمون کاردانی به کارشناسی

» مبانی کامپیوتر

نام کتاب : مجموعه مهارت های 7 گانه ، آرمان ری بدودیگران، انتشارات کتابخانه فرهنگ

از اینجا دریافت کنید :

1- دانلود فایل پاورپوینت درس مبانی کامپیوتر دوره کاردانی

2- آشنایی با مبانی کامپیوتر با فرمت پاورپوینت را از اینجا دریافت کنید

» آمار و روشهای تحقیق

نام کتاب : مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی - محمدرضا حافظ نیا -  انتشارات سمت

از اینجا دریافت کنید : چکیده مقدمه ای بر روش تحقیق در علوم انسانی - حافظ نیا

» نظریه های جامعه شناسی

۱- جزوه مبانی جامعه شناسی

نام کتاب : مبانی جامعه شناسی - علی احمد الفتی - انتشارات هم پا

۲-     نظريه هاي جامعه شناسي - اگوست كنت - نظري هاي جامعه شناسي ،دوركيم- بخش اول- نظريه هاي جامعه شناسي،اميل دوركيم - قسمت دوم - نظريه هاي جامعه شناسي،اميل دوركيم - قسمت سوم- نظريه هاي جامعه شناسي- كارل ماركس- نظريه هاي جامعه شناسي،ماكس وبر-بخش اول- نظريه هاي جامعه شناسي،ماكس وبر - بخش دوم- نظريه هاي جامعه شناسي،ماكس وبر -بخش سوم

۳-      اول،دوم ،سوم،چهارم،پنجم، ششم، هفتم،

۴-    اول

» هنرهای سنتی وتجسمی - تاریخ هنر ایران و جهان

نام کتاب : آشنایی با هنر - غلامرضا اسدی کرد - انشارات فارسیران

[ شنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۰ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

دانشجویان گرامی درس "ارتباطات انسانی" می توانند جزوه درسی خویش را از طریق لینک زیر دریافت کنند. فایل پیوستی بصورت پی دی اف بوده و نیاز به استفاده از نرم افزار آکروبات می باشد.

جزوه مبانی ارتباطات انسانی را از اینجا دریافت کنید ( برای پایان ترم )

جزوه اصول و مهارتهای ارتباطات ( برای میان ترم )


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۰ ] [ 22 ] [ شفیع بهرامیان ]

الف - براساس گزارش جديد منتشر شده مشخص شد كه شمار افرادی كه در جهان به اينترنت دسترسی دارند طی 5 سال گذشته 2 برابر شده و به بيش از 2 ميليارد نفر رسيده است.
به گزارش اكونوميست و پايگاه اينترنتی"اينكوائير"، براساس گزارش جديد از سوی " freeom house" يک انديشكده آمريكايی كه در امور آزادی‌های اينترنتی و مدنی فعاليت می‌كند، بسياری از دولت‌ها با قوانين و سركوب‌ها به افزايش دسترسی مردم به اينترنت پاسخ داده‌اند.
در اين گزارش اعلام شد كه آزادی‌های برخی از كشورها در امور اينترنتی در مقايسه با سال‌های گذشته كمتر و محدوديت‌های اينترنتی در آن كشورها بسيار بيشتر شده است.
در اين گزارش عنوان شد كه دسترسی به شبكه‌های اجتماعی در تشديد فعاليت‌های مخالفان در سراسر جهان عرب تاثير بسزايی داشته است. همچنين در برخی كشورها از جمله گرجستان و استونی آزادی‌های اينترنتی در حال حاضر بيشتر از 2 سال گذشته است.
در اين گزارش همچنين اعلام شد كه آزادی‌های اينترنتی در جهان در حال كاهش است و نسبت به حملات سايبری و همچنين سانسور مطالب در اينترنت هشدار داده شده است.
در اين گزارش كشورهايی كه آزادی اينترنتی در آنها كامل وجود دارد نمره بين 0 تا 30، كشورهايی كه آزادی اينترنتی نسبتا وجود دارد 31 تا 60 و كشورهايی كه آزادی اينترنتی بسيار كمی در آنها وجود دارد 61 تا 100 نمره گرفته‌اند. در اين آمار جايگاه چين 83 و ايران 89 عنوان شده است.

[ چهارشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]

سئوالات نهایی درس نظریه های ارتباطات با پاسخ - کتاب سورین و تانکارد ترجمه دکتر دهقان - توجه داشته باشید این کتاب از منابع کارشناسی ارشد و دکتری در رشته علوم ارتباطات اجتماعی است.

- درک ما از چگونگی جریان امور به نظر مک لین چه نامیده می شود ؟

الف) فولکور                   ب) عقل متعارف                              ج) نظریه                         د) فرضیه  

‏- هدف نظریه ارتباطی چیست ؟

الف) بهسازی درک ما از فرآیند ارتباط جمعی              ب) اعتقاد و پایبندی به گزاره های نظریه علمی

ج) قرار گرفتن در موقعیت بهتر                                                  د) اقناع بیشتر مخاطبان


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۲۹ فروردین۱۳۹۰ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]

 برای مشاهده پاسخنامه 436 سئوال تستی کتاب نظریه های ارتباطات سورین و تانکارد با ترجمه دکتر دهقان می توانید بر روی لینک زیر کلیک فرمایید. گفتنی است حدود 50 درصد سئوالات امتحانی از این مجموعه خواهد بود.

                                                  پاسخ نامه با فرمت word

                                     http://shafi.persiangig.com/shaho.jpg  

[ یکشنبه ۲۸ فروردین۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]
[ یکشنبه ۲۸ فروردین۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]
[ یکشنبه ۲۸ فروردین۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]
[ یکشنبه ۲۸ فروردین۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟
جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم،
برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم !
یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید...
____________________________
مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها
آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود !
یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود...

_______________________________
مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند
تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست !
یک روز فهمید مشتریان ش بسیار کمتر شده اند ...
________________________________
مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش می کشید .
به فکر فرو رفت ... باید کاری می کرد. باید خودش را اصلاح می کرد !
ناگهان فکری به ذهنش رسید. او می توانست بازیگر باشد :


www.sohagroup.com

از فردا صبح ، مرد ه ر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد!
او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد!
وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با اعتماد به نفس بالا می گفت: خوب بچه ها درس جلسه ی قبل را مرور می کنیم !!!
سفارش های مشتریانش را قبول می کرد اما زمان تحویل بهانه های مختلفی می آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاری رفته بود...
_______________________________
حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!
اما او دیگر با خودش «صادق » نیست.
او الان یک بازیگر است!
این حکایت امروزین ماست

[ یکشنبه ۲۸ فروردین۱۳۹۰ ] [ 0 ] [ شفیع بهرامیان ]

     دارم امتحان می دم تو دانشگاه ارومیه.امتحان نیمه متمرکز مثلا دکتری...حدود ۴۰۰۰ شرکت کننده....تنها ۵ نفر ارتباطات بودند.... وای چقدر سخت بود امتحان زبانش...از تافل قطعا سخت تر و بدتر... خدا بخیر کنه... حالا بعد از ظهر ساعت ۱۵ و ۳۰ امتحان روش تحقیق و آمار و نظریه های ارتباطی داریم... ببینم اون چی می شه.... صبح ۴ ساعت بود.... بعد ازظهر دیگه نمی دونم چند ساعته!!!!

سئوالات آمار و روش تحقیق تقریبا استاندارد بود اما سئوالات نظریه های فرهنگ و ارتباطات یه سری مشکل داشت...مثلا گویا طراح با "هارولد اینس" عقد اخوتی داشت که 4 سئوال تنها از نظریات ایشون  داده بود یا طراح یادش رفته بود رایزمن دوره اول تاریخ بشری را دوره" سنت راهبر" نامیده نه دوره " راهبر" خالی..... حالا بماند نظریات مربوط به جامعه شبکه ای و حوزه عمومی و اینا.....
حاشیه ها هم جالب بود... پدری و پسری ( استاد معین فر و سجادش ) با هم تو یه رشته امتحان می دادند....
خلاصه همه آمده بودند ..استاد فداکار..خلیل زاده...مصطفوی...قادری و....محمودی و...
و جالب تر سه تن از دانشجویان سابقم ( عباس پور، خدائی و پوریا عبداله زاده ) که دوش به دوش استاد دیروزشون امتحان دکترا می دادند و چه بسا از او هم جلو بزنن!!!
فقط نمی دونم این سئوالهای استعداد و هوش و زبان را چگونه اصلاح می کنن؟؟ از طرفی هم خوشحالم که سئوالات تقریبا تستی چهار جوابی شده بود... نمی دونم چرا با تستی ها راحت ترم و فکر کنم دخالت مصحح به صفر می رسه و هرکی قبول بشه می شه...
بهرحال خیلی خوب بود.... یا امسال یا سال آینده یا اون یکی سال.... چه فرق می کنه؟؟؟ استاد معین فر با بچش که اندازه منه اومده بود امتحان بده!!! من چرا زودی دلسرد بشم؟؟ اگه امسال نشه سال آینده حتما می شه... دلیلش را بعدا خواهم گفت...
[ پنجشنبه ۲۵ فروردین۱۳۹۰ ] [ 14 ] [ شفیع بهرامیان ]
امشب ( سه شنبه ) قراره در یکی از گزارشهای بخش خبری ساعت 22.45 شبکه استانی آذربایجان غربی به عنوان کارشناس ارتباطات در رابطه با راههای احیا کردن قصه های فولکلور از طریق رسانه ملی، چند ثانیه ای حرف بزنم....
تعجب نکنید!! وقتی در یک گزارش 3 دقیقه ای 4 مصاحبه و 4 کارشناس حرف بزنن و تازه کلی هم گزارشگر به همراه تصاویر،روایتهای خودشو داشته باشه  و از همه مهم تر گزارشگر زن باشه و هوای کارشناسان زن را بیشتر داشته باشه!! به یک کارشناس ارتباطات بیش از همین چند ثانیه مگه وقتی می رسه؟!!!! هرچند که من بیش از 10 ( دقیقه)  حرف زده بودم؟؟؟
مهم تجربه اوله.............. این مهمه.

[ سه شنبه ۲۳ فروردین۱۳۹۰ ] [ 20 ] [ شفیع بهرامیان ]

امروزه بسیاری از مدیران در شروع سال از واحدها و معاونتهای متبوع خود می خواهند که اهداف، ماموریتها، برنامه ها و حتی زمان بندی و بودجه احتمالی مورد نیاز واحد خود را تدوین و احصا نموده و در اختیار آنان قرار دهند.

متاسفانه گرچه چندین عنوان کتاب در رابطه با برنامه ریزی در روابط عمومی، اقتباس و یا ترجمه شده است اما در هیچکدام یک نمونه ساده بومی قابل اجرا برای کمک به دست اندرکاران این حرفه در ایران پیش بینی نشده. به زعم نگارنده فایل زیر می تواند تا حدی این نیاز روابط عمومی واحدهای کوچک و میانه را برآورده کند.

برنامه ریزی سال 90 روابط عمومی ( نمونه موردی)

[ سه شنبه ۲۳ فروردین۱۳۹۰ ] [ 11 ] [ شفیع بهرامیان ]
شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.

يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد:

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ....


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۲۲ فروردین۱۳۹۰ ] [ 12 ] [ شفیع بهرامیان ]

آموزگارى تصمیم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند. او دانش‌آموزان را یکى‌یکى به جلوى کلاس می‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها بر خودش را بازگو می‌کرد. آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ می‌زد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود:
                                                « من آدم تاثیرگذارى هستم.»
 سپس آموزگار تصمیم گرفت که پروژه‌اى براى کلاس تعریف کند تا ببیند این کار از لحاظ پذیرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت. آموزگار به هر دانش‌آموز سه روبان آبى اضافى داد و از آن‌ها خواست که در بیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و ببینند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمایند.
یکى از بچه‌ها به سراغ یکى از مدیران جوان شرکتى که در نزدیکى مدرسه بود رفت و از او به خاطر کمکى که در برنامه‌ریزى شغلى به وى کرده بود قدردانى کرد و یکى از روبان‌هاى آبى را به پیراهنش زد. و دو روبان دیگر را به او داد و گفت:
ما در حال انجام یک پروژه هستیم و از شما خواهش می‌کنم از اتاقتان بیرون بروید، کسى را پیدا کنید و از او با نصب روبان آبى به سینه‌اش قدردانى کنید. مدیر جوان چند ساعت بعد به دفتر رییسش که به بدرفتارى با کارمندان زیر دستش شهرت داشت رفت و به او گفت که صمیمانه او را به خاطر نبوغ کاری‌اش تحسین می‌کند.
رییس ابتدا خیلى متعجب شد آن گاه مدیر جوانش از او اجازه گرفت که اگر روبان آبى را می‌پذیرد به او اجازه دهد تا آن را بر روى سینه‌اش بچسباند. رییس گفت: البته که می‌پذیرم. مدیر جوان یکى از روبان‌هاى آبى را روى یقه کت رییسش، درست بالاى قلب او، چسباند و سپس آخرین روبان را به او داد و گفت:
لطفاً این روبان اضافى را بگیرید و به همین ترتیب از فرد دیگرى قدردانى کنید. مدیر جوان به رییسش گفت پسر جوانى که این روبان آبى را به من داد گفت که در حال انجام یک پروژه درسى است و آن‌ها می‌خواهند این مراسم روبان زنى را گسترش دهند و ببینند چه اثرى روى مردم می‌گذارد.
آن شب، رییس شرکت به خانه آمد و در کنار پسر ١۴ ساله‌اش نشست و به او گفت: امروز یک اتفاق باور نکردنى براى من افتاد. من دردفترم بودم که یکى از کارمندانم وارد شد و به من گفت که مرا تحسین می‌کند و به خاطر نبوغ کاری‌ام، روبانى آبى به من داد.
می‌توانى تصور کنی؟ او فکر می‌کند که من یک نابغه هستم! او سپس آن روبان آبى را به سینه‌ام چسباند که روى آن نوشته شده بود:
                                                     «من آدم تاثیرگذارى هستم.»
 سپس ادامه داد: او به من یک روبان اضافى هم داد و از من خواست به وسیله آن از کس دیگرى قدردانى کنم. هنگامى که داشتم به سمت خانه می‌آمدم، به این فکر می‌کردم که این روبان را به چه کسى بدهم و به فکر تو افتادم. من می‌خواهم از تو قدردانى کنم.
مشغله کارى من بسیار زیاد است و وقتى شب‌ها به خانه می‌آیم توجه زیادى به تو نمی‌کنم. من به خاطر نمرات درسی‌ات که زیاد خوب نیستند و به خاطر اتاق خوابت که همیشه نامرتب و کثیف است، سر تو فریاد می‌کشم. امّا امشب، می‌خواهم کنارت بنشینم و به تو بگویم که چقدر برایم عزیزى و مى‌خواهم بدانى که تو بر روى زندگى من تاثیرگذار بوده‌اى.
تو در کنار مادرت، مهم‌ترین افراد در زندگى من هستید. تو فرزند خیلى خوبى هستى و من دوستت دارم. آن گاه روبان آبى را به پسرش داد. پسر که کاملاً شگفت زده شده بود به گریه افتاد. نمی‌توانست جلوى گریه‌اش را بگیرد. تمام بدنش می‌لرزید. او به پدرش نگاه کرد و با صداى لرزان گفت:
« پدر، امشب قبل از این که به خانه بیایى، من در اتاقم نشسته بودم و نامه‌اى براى تو و مامان نوشتم و برایتان توضیح دادم که چرا به زندگیم خاتمه دادم و از شما خواستم مرا ببخشید.»
من می‌خواستم به همین زودی ها خودکشى کنم. من اصلاً فکر نمی‌کردم که وجود من برایتان اهمیتى داشته باشد. نامه‌ام بالا در اتاقم است.  پدرش از پله‌ها بالا رفت و نامه پرسوز و گداز پسرش را پیدا کرد. فردا که رییس به اداره آمد، آدم دیگرى شده بود. او دیگر سر کارمندان غر نمی‌زد و طورى رفتار می‌کرد که همه کارمندان بفهمند که چقدر بر روى او تاثیرگذار بوده‌اند.
مدیر جوان به بسیارى از نوجوانان دیگر در برنامه‌ریزى شغلى کمک کرد... یکى از آن‌ها پسر رییسش بود و همیشه به آن‌ها می‌گفت که آن‌ها در زندگى او تاثیرگذار بوده‌اند. و به علاوه، بچه‌هاى کلاس ، درس با ارزشى آموختند:
                               « انسان در هر شرایط و وضعیتى می‌تواند تاثیرگذار باشد. » همین امروز از کسانی که بر زندگی شما تاثیر مثبت گذاشته‌اند قدردانی کنید. یادتان نرود که روبان آبی را از طریق ایمیل هم می‌توان فرستاد! 

راستی من را از روبان آبی خود بی نصیب نسازید....

[ شنبه ۲۰ فروردین۱۳۹۰ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]

مدیرکل امور آموزشی وزارت علوم در واکنش به تعطیلی زودهنگام کلاسهای درس در آستانه نوروز 90 و برگزاری دیرهنگام کلاسها پس از تعطیلات گفت: به هیچ عنوان تعطیلات غیررسمی کلاسهای دانشگاهی را تأیید نمی‌کنیم و شروع به کار کلاسها از 14 فروردین ماه قطعی است.
سعید قدیمی در گفتگو با خبرنگار مهر در این باره گفت: اعضای هیئت علمی که کلاسهایشان در آستانه تعطیلات نوروزی به طور زودهنگام تعطیل شده است باید کلاس جبرانی برگزار کنند چرا که سقف ساعات موظف تحت هیچ شرایطی نباید کم شود. 

**  نوشداروی بعد از مرگ سهراب؟!!! بهتر نبود این افاضات را ایشون در ماه اسفند می فرمودن؟؟؟** 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۴ فروردین۱۳۹۰ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]
بخاطر مطلبی تحت عنوان " آگهی درگذشت خودم در سانحه تصادف" که برای یادآوری یک قول و تعهد عمل نکرده از جانب برادر عزیزم "امید "  در این وبلاگ درج شده بود و مایه تکدر خاطر بسیاری از دوستان گرامیم شد جز "معذرت عمیق و خالصانه" حرف دیگری برای گفتن ندارم....
 


                   ******************************************************************************

                                                           دوست یا دشمن؟ مسئله این است

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند

عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان

[ یکشنبه ۱۴ فروردین۱۳۹۰ ] [ 0 ] [ شفیع بهرامیان ]

یادش بخیر اون زمانا، نوروز برامون یه حال و هوای دیگه داشت... کوچیک بودیم به اندازه یه چند بند انگشت!!! از دنیا هیچی نمی فهمیدیم... نوروز برامون یادآور عیدیی بود که هیچگاه در خانه بهمان ندادند؟!... اون نوروزی که امروزه به نو شدن خونه و لباس و روزگار تعبیر می شه اون زمان برای ما چنین نبود... تنها چیزی که نوروز را به کام ما شیرین می کرد "شال اندازی"،"تخم مرغ شکنی"،"تیله بازی" و "بیسکویت" شب عید بود که هر خونه یه بسته از شهر می خرید و عصر شب عید به بچه های دم در ایستاده می داد!!! مای بیسکویت ندیده هم که دیگه روز عیدمون بود.... شال اندازی شاید ماندگارترین خاطره امثال من از نوروز سالهای دوره... هرچند که من هیچوقت شال نداشتم تا اونو از روزنه یا دودکشهای ( کولانه ) هر خونه روستایی بیاندازم داخل اونجا برام تخم مرغ، یا هر چیزی دیگری ( بعضا به شوخی دختران دم بخت را می بستن به شال و می گفتن بیا اینم عیدی تو بالا بکش) بزارن... راستی یادم نره اگه تو شالها تخم مرغ می گذاشتن یا یه سکه زرد ۵ تومانی از خوشحالی، شال انداز تو پوست خودش نمی گنجید!!!!

یادش بخیر جوانای روستامون... لاستیکهای بزرگ تراکتور و... را می بردن بالای ارتفاعات روستا و عصر شب عید آتیش می زدن و برای خودشون می خوندن و می رقصیدن... ما را که بازی نمی دادن..آخه ما بچه بودیم و همش ۷-۸ سال بیشتر نداشتیم... امروزه دیگه همه چی عوض شده؟؟؟ یه چیزی بنام چهارشنبه سوری اومده که تا اونجایی که من یادمه اون زمانا، بود اما خیلی مهم نبود؟!!( حداقل در کردستان اینجوری بود)...حالا این چهارشنبه سوری از شب عید و لحظه تحویل سال هم مهم تر شده؟؟؟؟؟؟؟؟ دلیلش را نمی دونم اما مطمئنم یه انحرافی این وسط تو رسم و رسومات نوروزی روی داده!!!! بجای آتیش که نماد پاکیه، انواع ترقه و فشفشه و بمب دستی و اکلیل و باروت اومده!!!! خلاصه همه چی به سمت مصرف گرایی صرف سوق داده شده... بماند...

خلاصه کلام اینکه ، ما نسل سوخته ایم... در هر دو طرفش آرزو به دل موندیم نه در کودکی ابزار لذت از نوروز برایمان فراهم بود و نه در بزرگی شوق و حوصله لازم در وجودمون برای خوشی دیدن از این ایام، مونده!!!

بهر حال این سالها نوروز، فقط شده بهانه ای برای اینکه به کسانی که تو دلمون هستن و جایگاه دارن اونم با "اس ام اس" تبریکی بفرستیم... چند روزی را کلافه بریم ولایت و برگردیم محل اقامت... به کتاب و درس و جزوه اصلا دست نزنیم چون عین مار سمیه و ممکنه نیشمون بزنه!!! و یه چند عکس بیاندازیم با بر و بچه ها... سالهای قبل با شاهو پسرم.. امسال با سانا دخترم....

نمی دونم سال آینده اگر اومد و عمر اجازه داد با کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۰ فروردین۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]


     دانشجویان گرامی ضمن تبریک پیشاپیش عید, به اطلاع می رسانم که کپی کتاب" نظریه های ارتباطات" سورین و تانکارد با ترجمه دکتر دهقان ( ۵۳۶ صفحه) که برای امتحان میان ترم شما ( ۱۰ نمره دارد) در تاریخ  ۲۸  فروردین   ۹۰ در نظر گرفته شده هم اکنون در "خیابان خیام جنوبی پاساژ خرم ، چاپ و تکثیر پیام "به همراه جزوه درسی شما ( 130 صفحه ) آماده تحویل می باشد. بعلت حجم زیاد جزوه و کتاب و سنگینی و دشواری مطالب آن , لطفا قبل از عید کتاب و جزوه را تهیه فرموده و در تعطیلات نوروزی مطالعه فرمایید. تاریخ آزمون میان ترم به هیچ وجه تغییر نخواهد کرد.

[ یکشنبه ۷ فروردین۱۳۹۰ ] [ 10 ] [ شفیع بهرامیان ]

باز کن پنجره را ، که بهاران آمد / که شکفته گل سرخ ، به گلستان آمد

نه غمی میرود ونی هوسی می آید
عجب ای دل که هنوزت نفسی می آید
با تو آه دل گرم و دم گیرایی نیست
من اگر داد زنم دادرسی می آید؟
هر غمی هست در خانه ی ما می پرسد
ناکسی بین به سراغ چه کسی می آید
اختر شب به فغان دل یوسف در چاه
گفت خاموش که بانگ جرسی می آید
مرغ محبوس گرش در چمن آزاد کنی
باز مسکین به هوای قفسی می آید
برو از سر پل آفاق ببین سیل قرون
کاروانی که بسی رفت و بسی می آید
شبروان دست گرفتند به دیوار و عصا
کز در شحنه صدای عسسی می آید
موسی تیره شب وادی ایمن داند
کز کجا جلوه ی قدس قبسی می آید
« شهریارا » سحر از خواجه زدم فالی گفت :
« مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید »


**********

روزی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد منه
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

هدیه- تقویم سال 1390 با مناسبتهای مربوطه( فرمت pdf )

آب زنیدراه را هین که نگار می رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد

عید نوروز این یادگار کهن سرزمین آریایی بر همه ایرانیان مبارک باد

سال نو مبارک ...

شال اندازی از آداب شب عید بود ( در کردستان). پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق (روزنه‌ی بخاری) شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد.

قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها… زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذاهای گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می‌رفتند ، سعی می‌کردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر می‌دانستند ، دریافتشان را خوش یُمن می‌پنداشتند. اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه می‌گرفت.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۲۵ اسفند۱۳۸۹ ] [ 14 ] [ شفیع بهرامیان ]

یادمان باشد که زیبایی‌های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی‌های بزرگ باشند
یادمان باشد که دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می‌خواهیم باشند
یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگریم که ما اگر خود با خویشتن آشتی نکنیم هیچ شخصی نمی‌تواند ما را با خود آشتی دهد!
یادمان باشد که خود با خودمان مهربان باشیم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی‌تواند با دیگران مهربان باشد

نوروز مبارک
 
   • تاریخ و جغرافیای استان‌ها
   • جاذبه های مذهبی
   • جاذبه‌های تاریخی
   • جاذبه‌های طبیعی
   • جاذبه‌های فرهنگی و هنری
   • شهرهای ایران
   • مجله تصویری شهرهای ایران
[ چهارشنبه ۲۵ اسفند۱۳۸۹ ] [ 8 ] [ شفیع بهرامیان ]

      دانشجویان گرامی کارشناسی "مدیریت امور فرهنگی" می توانند جزوه درسی" اقتصاد و فرهنگ " را از لینک زیر دریافت کنند. برای داونلود لازم است روی لینک پیوستی کلیک راست کرده و سپس گزینه save target as... را انتخاب و مسیر ذخیره شدن فایل را به کامپیوتر نشان دهید . بعد از چند دقیقه جزوه ۱۰۲ صفحه ای با فرمت PDF دریافت می شود.

۱- جزوه اقتصاد و فرهنگ ( PDF ) 

    دانشجویان گرامی دوره کارشناسی" مدیریت فرهنگی " و "مدیریت روابط عمومی" می توانند جزوه درسی "برنامه ریزی در امور فرهنگی " را از این پست دریافت کنند.

جزوه درسی  برنامه ریزی در امور فرهنگی (pdf )

۲۰۰ سوال درس ارتباطات اجتماعی و روابط بین الملل با جواب

با آرزوی موفقیت برای یکایک شما

دانلود فایل

حجم فایل : ۱۷۷ کیلوبایت

نوع فایل : پی دی اف


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۲۳ اسفند۱۳۸۹ ] [ 13 ] [ شفیع بهرامیان ]

همه چیز گاه اگر کمی تیره می نماید

باز روشن می شود زود

تنها فراموش مکن،این حقیقتی است

بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید

و لیموهایی ترش تا که شربتی گوارا فراهم شود

و گاه روزهایی در زحمت تا که از ما انسان هایی توانا تر بسازد

خورشید دوباره خواهد درخشید،زود

خواهی دید.....

[ شنبه ۲۱ اسفند۱۳۸۹ ] [ 22 ] [ شفیع بهرامیان ]

دوباره طبق معمول موسم اسفند رسید و معضل تعطیلی زود هنگام دانشگاهها مجالی برای بروز مجدد یافت: اصولا برای تعطیلی یک ماه و نیمه دانشگاهها و نهادهای آموزشی دو رویکرد قابل مشاهده و تحلیل است :

۱- رویکرد اول ناشی از فرهنگ غلط جا افتاده در طول سالیان ماضی است که هرگونه تحرک و فعالیت و علم آموزی را در نیمه دوم اسفند و تمام ماه فروردین کار اضافه و تحمیلی تلقی می کند و متاسفانه بدنه آموزشی و حتی اجرایی کشور نیز تا حدودی همراه و یاور این تفکر و باور غلط شده اند... وقتی استاد مربوطه چند جلسه اول را تنها با معرفی منابع و دانشجویان سر می کند و به زبان بی زبانی به آنها می فهماند که جلسات منتهی به آخر اسفند در کلاس حضور نیابند چون در واقع چیزی برای عرضه در چنته ندارد چه انتظاری می توان در تولید علم در کشور داشت؟!!!

۲- رویکرد دوم به کارکرد مدرک زایی و مدرک پروری در جامعه ایرانی اشاره دارد و نهادهای آموزشی را تنها عاملی برای دادن مدرک بدون هیچگونه دانسته و اندوخته علمی معرفی می کند. در چنین سیستمی دانشجو به بهانه ها مختلف سعی دارد در معرض آموزش علمی قرار نگیرد و برای کاهش ساعات درسی و گرفتن راحت تر مدرک دانشگاهی ( بدون هیچگونه افزوده علمی) از هیچ ترفندی رویگردان نیست. خلاصه مطلب اینکه چنین دانشجویی نیازی برای آموختن و تمایلی برای دانستن ندارد و تنها نیاز وی گرفتن ورق پاره ای بنام مدرک است که در یک سیستم معیوب آموزشی قطعا بدان دست پیدا خواهد کرد... وقتی تعداد اندکی دانشجو به خود اجازه می دهند برای تمام دانشجوها تعیین تکلیف کنند و هماهنگی لازمه را با همه برای به تعطیلی کشاندن دانشگاه انجام می دهند چه انتظاری می توان داشت؟؟؟؟ دانشجویی که فقط برای مدرک آمده چگونه برنامه ریز و تعیین کننده تقویم آموزشی یک دانشگاه می شود خدا داند؟؟؟ این درد نظام غلط آموزشی ما در کشور است... این پاشنه آشیل سیستم تولید علم ماست....

نتیجه : نگارنده در مورد دانشجویان خود به رویکرد دوم بعنوان یکی از دلایل اصلی تعطیلی های بی خود، خارج از قاعده و افسارگسیخته سیستم های آموزش عالی می نگرد و سعی خواهد کرد در ادامه، برای چنین دانشجویی هرگز چیزی فراتر از خواسته او ( تنها گرفتن مدرک بدون هیچگونه دانش جدید) ارائه ندهد....به قول قدما : " سری که درد نمی کنه را چرا دستمال می بندی ! " البته یادمون نره که الین ضرب المثل و امثال آن یکی از دلایل و ریشه های عقب ماندگی ماست....

[ شنبه ۲۱ اسفند۱۳۸۹ ] [ 15 ] [ شفیع بهرامیان ]

پرنده آبی
روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد.
چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید.
اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشوید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است.
این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و
 در روز چهارم سیاه رنگ است.
سوال؟ اکنون روز پنجم است، وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟


1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.
2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.
3. پرنده سفید می شود.
4. پرنده طلایی می شود.


جواب ها باید در همین 4 جواب بالا جستجو بشه و رنگ های دیگه مثل سبز ، بنفش ، زرد و بی رنگ مد نظر نیست.
خوب فکر کنید، هر وقت به نتیجه رسیدید پایین این نوشته رو بخوانید
با توجه به توضیحات بالا باید متوجه شده باشید که به هیچ وجه سرکاری نیست.
پس با احساس خودتون جواب بدید و بعد جواب رو ببینید!


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۶ اسفند۱۳۸۹ ] [ 19 ] [ شفیع بهرامیان ]

دانشجویان عزیز پودمانی روابط عمومی می توانند جزوه "مبانی ارتباط جمعی" را از لینک زیر دریافت کنند. این جزوه  بصورت" پی دی اف" و با ۹۸ صفحه در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

جزوه مبانی ارتباط جمعی1

دانشجویان پودمانی روابط عمومی می توانند جزوه شماره ۲ مبانی ارتباطات جمعی را از لینک زیر بصورت پی دی اف دریافت کنند. ( با تشکر از دوست عزیزم استاد میر شاهی )

جزوه مبانی ارتباط جمعی 2

[ پنجشنبه ۱۲ اسفند۱۳۸۹ ] [ 22 ] [ شفیع بهرامیان ]

امان از دست این دو دندون سانا که بر تنم زخمها دارد نشان

[ پنجشنبه ۱۲ اسفند۱۳۸۹ ] [ 14 ] [ شفیع بهرامیان ]

فقط چهار سوال !
پاسخ ها روشنگر خواهند بود.
*صادق باشید و پاسخ ها را قبل از جواب دادن نبینید.
*ذهن همانند چتر می ماند وقتی خوب کار می کند که کاملا باز شود.
*تقلب نکنید.

قبل از آغاز آزمون یک آرزو کنید!!
-به ترتیب به سوالات جواب دهید.
-فقط چهار سوال پرسیده خواهد شد.اگر قبل از جواب پاسخ ها را نگاه کنید آزمون شما را به خوبی هدایت نخواهد کرد.
-به آرامی پیش بروید و حوصله به خرج دهید.
یک قلم کاغذ آماده کنید در انتها به پاسخ های داده شده نیاز خواهید داشت.
این یک پرسشنامه صادقانه است که به شما چیزهایی درباره واقعیت درونتان خواهد گفت.
به هر سوال فقط یک پاسخ بدهید.
اولین چیزی که به ذهن شما خطور می کند بهترین است.

* آزمون اول :
حیوانات زیر را به ترتیب دلخواه مرتب  و اولویت بندی کنید
گاو،پلنگ،گوسفند،اسب،خوک

* آزمون دوم :
در مورد هر کدام کلمه ای بنویسید که انرا تشریح کند
سگ،گربه،موش،قهوه،دریا

* آزمون سوم :
درباره کسی فکر کنید که برایتان مهم است و شما را می شناسد،و می توانید رنگی را به او اختصاص دهید پاسخ خود را دو بار تکرار نکنید.هر رنگ را فقط به یک نفر اختصاص دهید.
زرد،پرتغالی،قرمز ، سفید،سبز

* آزمون چهارم :
-یک عدد بنویسید ( از ۰ تا ۲۰ )

مطمئن هستید آن جوابها درست هستند؟ یکبار دیگر مرور کنید. آرزوی خود را قبل از دیدن جوابها تکرار کنید...

برای دیدن جوابها و تست خود لطفا به ادامه مطلب بروید..


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۱ اسفند۱۳۸۹ ] [ 11 ] [ شفیع بهرامیان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

@ سختی ها فانی هستند و سرسخت ها باقی، شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از ناملایمات زندگی گرفت.@
شفیع بهرامیان، متولد شهر "اشنویه "واقع بر کرانه مثلث مرزی ایران،عراق و ترکیه.
دانش آموخته کارشناسی و ارشد علوم ارتباطات اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی و دکترای (PHD) علوم ارتباطاتم ... ..
همه باورم این است:
جهان امروز متاثر از دو پدیده ای است که تمام جوانب و زوایای حیات بشری ما را تحت تاثیر خود قرار داده ؛تکنولوژی اطلاعات و مقوله ارتباطات، نویدبخش زندگی نوینی بر پایه های تمدن و فرهنگ تاریخی بشر و آغازگر عصر جدیدی است که درآن "انسان دیجیتال" معرف زندگی اجتماعی در این کره خاکی خواهد بود.
آماده نمودن اذهان بشر امروز، بالاخص در کشورهای در حال گذار به توسعه امری در این رابطه لازم اما سخت و دشوار است .
این وبلاگ وظیفه خود می داند در دنیایی که یه عصر "انفجار اطلاعات" ملقب گشته ،در حوزه ارتباطات و روابط عمومی به اندازه وسع خویش ، معرفی دانشها و ابزارهای نوین این رشته(ارتباطات) را مورد اهتمام خود قرار دهد، با این امید که بتواند در راه اعتلای آگاهی و دانستن ،دین خویش را به جامعه مجازی روابط عمومی و ارتباطات اجتماعی ادا نماید.
وب نوشنم سنگ صبوری است برای دل گفته ها و دلنوشت هایم و نه چیزی بیش از آن! همین و بس! یاد گرفته ام که شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت.
@ کلام آخر:خداوند بینهایت است اما به قدر نیاز تو فرود میاید . به قدر آرزوی تو گسترده میشود وبه قدر ایمان تو کارگشا. خدایا! آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم! آمین